فیلتر

سلام

زندگی هنگامه فریادهاست
سرگذشت درگذشت یادهاست
زندگی تکرار جان فرسودن است
رنج ما تاوان انسان بودن است


به علت فیلتر شدن این وب موافقان و مخالفان می توانند

در وب جدید ما joooya1.blogspot.com به ما سر بزنند.


اینهـــــــمه تاریکــــــی می ترسد
مـــــــی ترسم
از تو
از همــــــان صبحــــی که سر بر آمدن ندارد
و به تمـــــــاشای رنگـــــی بالاتر از سیاهــــــی نشسته است
.
آه ، خالـــــــــق آتش !
دلـــــــم برای خودم مــــــــی سوزد .



منتظر حضور شما و نظرات شما هستیم.

دلیل‌جالب وزارت‌كشور درندادن مجوزبه روحانیون


در پی درخواست مجمع روحانیون مبارز برای صدور مجوز راهپیمایی، مدیركل سیاسی وزارت كشور عصر دیروز طی نامه‌ای، به بهانه اینكه نامه درخواست با امضای دبیر اجرایی مجمع ارسال شده و به امضای رئیس مجمع نرسیده است، از پاسخگویی به آن خودداری كرده است.


به دنبال این پاسخ، مجید انصاری، دبیر اجرایی مجمع در نامه‌ای به وزیر كشور ضمن اعتراض به پاسخ آن وزارتخانه، خواستار صدور مجوز برای راهپیمایی مورد درخواست مجمع شده است.

به گزارش سایت مجمع روحانیون مبارز متن نامه انصاری به این شرح است:

بسمه تعالی

وزیر محترم كشور جناب آقای محمد نجار

سلام علیكم

با كمال تأسف در پاسخ به درخواست كتبی مجمع روحانیون مبارز برای صدور مجوز راهپیمایی جهت اعلام انزجار از اهانت به ساحت مقدس امام خمینی (س) پس از دو روز انتظار، عصر چهارشنبه ۲۵ آذر پاسخ ناموجه آن وزارتخانه را با امضای مدیركل سیاسی و دبیر كمیسیون ماده ده احزاب دریافت كردیم.
در این نامه، پاسخگویی به درخواست مجمع را به این بهانه كه نامه به امضای رییس مجمع نرسیده است، ناممكن اعلام نموده است و با یادآوری فراخوان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی برای راهپیمایی پس از نماز جمعه، شركت در آن را توصیه نموده است!

لذا بدینوسیله اعلام می داریم:

۱- گرچه شخصیت ممتاز و بی نظیر حضرت امام خمینی(س) از چنان تلألؤ و درخشندگی برخوردار است كه غبار برخاسته از جهالت و غرض ورزی و كینه توزی ها نمی تواند از تابش آن نور الهی بكاهد، اما وظیفه همه دلباختگان و ارادتمندان آن حضرت است كه به نحو شایسته از هتك حرمت به آن خورشید همیشه تابان اعلام انزجار و تنفر كنند و به همین سبب طی چند روز گذشته اقشار مختلف به دعوت گروه ها و شخصیت ها، تجمعات و راهپیمایی های متعددی داشته اند.
مجمع روحانیون مبارز علاوه بر صدور بیانیه ای در تاریخ ۲۲ آذر ۸۸ طی مكاتبه رسمی با فرمانداری تهران و وزارت كشور تقاضای صدور مجوز برای راهپیمایی نموده است تا از این طریق هرگونه شائبه اقدام غیرقانونی مرتفع گردد.
(گرچه مطابق روال سی سال گذشته بعد از انقلاب در اینگونه موارد كه نوعی اجماع ملی بر آن استوار است نیاز به كسب مجوز احساس نمی شد.)

۲- با توجه به تبصره ذیل بند «ز» ماده ۹ اساسنامه مجمع كه صراحتا واگذاری وظایف مذكور در این بند از جمله امضای مكاتبات رسمی را از سوی رییس شورای مركزی به دبیر اجرایی مجاز دانسته و این امر هم مطابق اساسنامه انجام شده است، عدم پاسخگویی به درخواست مجمع نوعی بهانه جویی ناموجه و دور از شأن وزارت كشور می باشد كه تنها شأن آن اجرای دقیق قانون فارغ از مصلحت اندیشی های شخصی و سیاسی است.

۳- انجام و یا اعلام راهپیمایی توسط سایر گروه ها از جمله شورای هماهنگی تبلیغات، نافی حق قانونی دیگران در انجام وظایف ملی، انقلابی و مذهبی خود نمی باشد.

اینك با توجه به اصل ۲۷ قانون اساسی و نیز قانون احزاب و گروه ها و آیین نامه اجرایی آن، تقاضا دارد دستور فرمایید نسبت به خواسته قانونی مجمع، اقدام مقتضی معمول و پاسخ مثبت جهت صدور مجوز راهپیمایی توسط این تشكل روحانی و همفكران و همراهان آن را در اسرع وقت اعلام نمایند.
بدیهی است هماهنگی درباره زمان، مكان و برنامه های راهپیمایی توسط نماینده مجمع آقای طهماسبی با آن وزارتخانه انجام خواهد شد.

با تشكر- دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز

مجید انصاری

اعترافات پناهنده ظاهرا بسیجی در كانال4انگلیس!


شبكه چهار تلویزیون بریتانیا چهارشنبه شب مصاحبه ای را با شخصی كه مدعبی بود از اعضای بسیج است، پخش كرد. این شخص كه چهره او نمایش داده نمی شد، گفت كه از خانواده ای عمیقا مذهبی می آید .

این شخص كه از بریتانیا تقاضای پناهندگی كرده ، برادرش را نیز از مسئولان ارشد بسیج معرفی كرد.
او مدعی شد كه چهارماه پیش از انتخابات، آموزش مقابله با اغتشاشات شهری دیده بودند و فرماندهانشان از قبل از انتخابات در جلسات توجیهی به آنها گفته بودند كه ... نظرش بسوی محمود احمدی نژاد است و در جلسات خصوصی نیز كه با ناظران صندوق های انتخابات داشتند، برای آنها دستور آمده بود تا رای افراد مسن و بی سواد و برگه های سفید را بنام احمدی نژاد بنویسند.

این فرد همچنین مدعی شد كه به اعضای بسیج دستور داده شده بود تا معترضین را بدون توجه به زن مرد و كودك و جوان بودنشان، به شدیدترین شكل بزنند و هركس را كه می توانند، بویژه افراد نوجوان و جوان را دستگیر كنند. او افزود كه به آنها حكم تیراندازی داده شده بود.

این شخص همچنین گفت كه او و برادرش صداهای گریه و زاری جوانان و نوجوانانی را كه .... از درون كانتینرها می شنیدند اما كاری نمی توانستند بكنند.

نامه محسن مخملباف به مصطفی تاجزاده

محسن مخملباف

مصطفی عزیز
پیشنهاد ترا برای محاکمه جنتی خواندم و خاطراتی در مورد جنتی برایم زنده شد.

سال 1357 بود.هنوز چند ماه به انقلاب 22 بهمن مانده بود و ما در زندان قصر بودیم.حسین جنتی پسر جنتی هم با ما بود.او پسری مودب، با هوش و مهربان بود.
هنوز چشمان معصوم و لبخند همیشگی اش را به یاد دارم. معمولا عصرها از ساعت 4 تا 5 در حیاط کوچک زندان بند (7و8)با هم قدم می زدیم و برای آینده ایران رویا می بافتیم.

یک روز که با حسین جنتی در حال قدم زدن بودم، بلندگوی زندان نام مرا خواند و دوباره به کمیته مشترک که محل شکنجه و بازجویی ها بود بازگردانده شدم.
(این زندان اکنون موزه شده است.زندان امروز تو هم روزی موزه خواهد شد)مرا به اتاق بازجویی بردند. وارد اتاق که شدم، نگهبان چشم بند را از چشمم برداشت و روی صندلی نشستم.
بازجویم عوض شده بود و این بار رسولی، بازجویی که قد کوتاهی داشت، واز خشونت او در بازجویی ها بسیار بد می گفتند روبرویم بود.سمت راست من، درست روبروی میز بازجو، مردی نحیف الجثه و با ریش بلند نشسته بود که دستهایش لرزه گرفته بود و نمی توانست خودکار را در دست بگیرد.
رسولی نگاهی به من انداخت و بعد از چند ناسزا و تهدید، برگه های بازجویی را جلوی من گذاشت.سوالات روی برگه مربوط بود به فعالیت های سیاسی من در زندان سیاسی و گزارش هایی که از فعالیت های من توسط ماموران مخفی در زندان رسیده بود.

بعد از چند لحظه رسولی با اشاره به مرد نحیف و لرزانی که در حال لرزیدن بی وقفه بود، پرسید:اینو می شناسی؟

به مرد لرزان بهتر نگاه کردم. او را نمی شناختم. گفتم:نمی شناسم.

رسولی گفت:این بابای حسین جنتی است که عصرها باهاش توی حیاط زندان قدم می زنین.

این اولین بار بود که من آقای جنتی را می دیدم. ایشان هنوز آیت اله نبود و اسم و رسمی نداشت.

رسولی به او رکیک ترین فحش ها را داد و گفت:تو که کتک نخورده لرزه گرفتی برای چی روی منبر علیه شاه حرف زدی؟!

و آقای جنتی قسم خورد که علیه شاه اصلا حرف نزده و فقط روضه اباعبدالله خوانده.
رسولی با فحش به او گفت: ما نوارتو رو ضبط کردیم.این دفعه ولت می کنم بری، ولی اگه دفعه دیگه از این گه ها بخوری از ریش آویزونت می کنم.

و آقای جنتی می لرزید و قسم و آیه می خورد که غیر از روضه ابا عبدالله بالای منبر حرفی نزده و نخواهد زد.

مدتی بعد که بازجویی های جدیدم تمام شد، به قصر برگشتم و ماجرا را برای حسین جنتی گفتم و اشک او از کنار لبخند همیشگی اش سرازیر شدوگفت: پدرم را که دیدی، جثه بسیار ضعیفی دارد و طاقت شکنجه ندارد.

سال ها بعد من در حوزه هنری قصه نویس بودم. حوزه هنری که ابتدا توسط هنرمندان جوان به طور مستقل شکل گرفته بود، طبق فرمان خمینی موظف شد زیر مجموعه سازمان تبلیغات باشد.
و از آن پس آیت اله جنتی که رئیس سازمان تبلیغات بود، سه شنبه ها برای سرکشی به حوزه هنری می آمد.

دریکی از آن روزها به هنگام ناهاربود که آیت اله جنتی آمد.در حالی که دست پسر بچه کوچکی را گرفته بود .در آن ایام معمولا ناهار هنرمندان حوزه هنری نان و هندوانه بود.او سر سفره نشست، اما لب به غذا نزد و در حالی که ما ناهار می خوردیم، ایشان در باب حرام بودن موسیقی مشغول صحبت شد.من از مدیر وقت حوزه هنری پرسیدم:چونکه نان و
هندوانه ناهار ماست، آیت اله جنتی غذا میل نمی کنند؟ و مدیر حوزه هنری گفت: ایشان روزه هستند.

گفتم: نه ماه رمضان است که روزه واجب باشد و نه دوشنبه و پنج شنبه که روزه مستحبی بگیرند، امروز سه شنبه است و من تا به حال درباره روزه سه شنبه نشنیده ام.

مدیر حوزه گفت:آقای جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است،و روند انقلاب را قبول ندارد، دستگیر یا اعدام شود،ایشان 40 روز روزه شکر بگیرند
.دیروز پسرآیت اله ،حسین جنتی، در اصفهان کشته شد و این روزه آیت اله جنتی برای شکرگذاری اوست. و این پسر کوچک هم نوه اوست. یعنی پسر حسین جنتی.

چشم های پسر حسین شبیه چشم های حسین معصوم بود و درگوشه لبش همان لبخند همیشگی حسین پیدا بود.مدیر حوزه گفت نوه آیت اله هنوز از کشته شدن پدرش خبردارنشده.و قرار نیست به این زودی ها به او بگویند.

مصطفی عزیز!

جنتی در زندان ساواک کتک نخورده و شکنجه نشده لرزه گرفته بود، اما وقتی نوبت به قدرت رسید، دیگر لرزه و لقوه نگرفت. حتی چشمش را بر خون پسرش بست.او در آن روز سه شنبه، بی آن که نشانه ای از تاثر از خودش بروز بدهد، تنها در باب حرام بودن موسیقی در اسلام حرف زد.

من او را مقایسه می کنم با آیت اله منتظری که وقتی فرزندش محمد شهید شد،روبروی دوربین تلویزیون با صداقت تمام گریست. منتظری اگر پسر خودش را دوست نمی داشت، چگونه می توانست زندانیان بی گناه دیگری را که در سال 67 اعدام شدند، دوست داشته باشد و برای اعتراض به ظلمی که بر آن ها شده، دست از رهبری در آینده بردارد.

مصطفی عزیز!

جنتی چشم بستن بر تقلب در انتخابات را از چشم بستن بر خون پسرش و چشم بستن بر ضعف خود در بازجویی های ساواک تمرین کرده است.

کسانی که با من سر آن سفره نان و هندوانه آن روز سه شنبه نشسته بودند همان کسانی بودند که چندی بعد با حکم حضرت آیت اله جنتی به دلیل اعتراض به دور شدن انقلاب از آرمان های اولیه اش از حوزه هنری اخراج شدند.

این گروه 15 نفر بودند. به جز من یکی از آن ها سلمان هراتی بودکه درتصادف ماشین کشته شد. یکی حسن حسینی بود که سال ها خانه نشین شد و دقمرگ شد و یکی قیصر امین پور که این روزها پس از مرگش برای او امامزاده می سازند و در زمان حیاتش با حکم جنتی اخراجش کردند و سالیان دراز مغضوب شد.

مصطفی عزیز!

امروزه نه تنها روح حسین جنتی از دست رفتار پدرش در رنج است، نه تنها قهرمانان در بندی چون تو، از ظلمی که جنتی بر روند دمکراسی ایران کرده است در خشمید، که دیگر خدا از دست او به فریاد آمده است.صدای خشم خدا را از فریاد بندگان خشمگین اش در خیابان های سبز ایران نمی شنوی؟

من اگر جای خدا بودم از آنچه جنتی به نام من انجام داده ست ،خدایی ام را پس می دادم .
منبع:رویداد

منتظر مجوز راهپیمایی جداگانه هستیم

باتوجه به التهاب موجود در فضای جامعه ، مجمع روحانیون مبارز و همچنین حضرت حجت الاسلام و المسلمین کروبی و اینجانب درخواست مجوز برای راهپیمایی جداگانه کرده‌ایم.


پیرو سوالات مکرر حامیان جنبش سبز در مورد این که آیا مهندس میرحسین موسوی در مراسم تعیین شده برای روز جمعه جهت اعلام انزجار ازتوهین به تصویر حضرت امام شرکت خواهند کرد ، مهندس موسوی در گفتگویی با سایت کلمه ضمن تاکید بر محکومیت این عمل زشت و ساختار شکنانه گفت: اصل توهین صورت گرفته نسبت به حضرت امام حرکتی مشکوک است که قطعا مورد انزجار همه اقشار مردم قرار دارد.

نخست وزیر امام تاکید کرد: با توجه به التهاب موجود در فضای جامعه ، مجمع روحانیون مبارز و همچنین حضرت حجت الاسلام و المسلمین کروبی و اینجانب درخواست مجوز برای راهپیمایی جداگانه کرده‌ایم و هنوز منتظر جواب رسمی به این درخواست هستیم و به نظر می‌رسد بیشتر به نفع کشور است که به این درخواست پاسخ مثبت داده شود.

مهندس موسوی افزود: کشور به آرامش نیاز دارد، منتهی به نظر نمی‌رسد فضاسازی روزهای اخیر و زیر پا گذاشته شدن بدیهی‌ترین موازین حقوقی از سوی مسئولان عالیرتبه قضائی و امنیتی کشور حرکتی در این جهت باشد.

نخست وزیر امام گفت :به نظر ما اگر اقدام خاصی در دستور کار متصدیان قرار دارد آنها می‌توانند مقاصد خود را با هزینه کمتری به انجام برسانند.
منبع: کلمه

میر حسین موسوی و زهرا رهنورد به دیدار محمدعلی ابطحی رفتند


نخست وزیر دوران دفاع مقدس و همسرش با حضور در منزل محمدعلی ابطحی عضو مجمع روحانیون مبارز و مشاور مهدی کروبی در انتخابات ریاست جمهوری دهم، آزادی وی را تبریک گفتند و با ابطحی به گفت وگو پرداختند.

نامه عاطفه نبوی از زندان اوین

اينجا زماني غمگين، مبهوتي كه سهيلا قديري در اوج ناباوري اعدام ميشود و ...


عاطفه نبوی، زندانی سیاسی که از سوی شعبه 12 دادگاه انقلاب تهران به اتهامات تبانی و اجتماع علیه نظام و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در تظاهرات 25 خردادماه، به تحمل 4 سال حبس تعزیری محکوم شده است، در نامه ای به شرح زندگی خود در زندان اوین پرداخته است.


پرونده این زندانی سیاسی هماکنون با اعتراض وی و وکیلش به دادگاه تجدیدنظر ارجاع داده شده است.

نامه عاطفه را در زیر بخوانید:

از جايي كه ميخوابم چشمانداز سيم خاردار است و ديوار و قطعهاي كوچك از آسمان! گفتند تا چهارسال ديگر سهم من از آسمان همين است، اما خوب ، خيالي نيست!! آخر اينجا كمتر به آسمان نگاه ميكني و يا به سهمت از آن ميانديشي، چرا كه زمينِ پر از رنج و نكبتاش آنچنان تو را در خود فرو ميبرد كه فراموش ميكني كه اين تو بودي كه روزي شادمانه زير آسمان روشن و بيانتها و بر پهنه دشت و بر بلند كوههايش ميزيستي.
در اينجا،زندگي نزاعي بيپايان بر سر بستهاي ميوه، صف حمام و تلفن است. ديگر نميتوان خيلي آرمانخواهانه انديشيد، چرا كه در كف هرم مازلواي !! " چه روزگار تلخ و سياهي كه نان نيروي شگفت رسالت را مغلوب كرده بود.."

زندگي عجيب بدوي و بكر است اينجا.. شادي و غمات نه به واسطه آنچه بر زندگي عارض شده مانند راي آوردن يكي و شكست ديگري كه به واسطه خود زندگياست، با تولد و مرگ!

اينجا زماني غمگين، مبهوتي كه سهيلا قديري در اوج ناباوري اعدام ميشود و صبح روز اعدام همه آرام و بيصدا، با موهاي ژوليده و چشمهاي ورمكرده و هر از گاهي سياه از ريملها و خط چشمهاي ريخته شده و سيگارهاي پياپي، بيخنده و شوخي و دعوا ميايستند تا شمرده شوند و سرماي صبح پائيز استخوان سوز ميشود.
زماني كه ترس را در چشمان زير حكميهايي ميبيني كه در روزمرگي زندان آنچه را كه انتظارشان را ميكشيد فراموش كرده بودند. و زماني شادمانه ميخندي كه زنان و دختران شاد و لوده در جشن دهمين روز تولد كودكي كه مادرش مظنون به قتل است ميرقصند و ترانههاي كوچه بازاري ميخوانند!
و يا قصاصي از بند رستهاي كه به هيات مردگان با رضايت شاكي از پاي چوبهدار و گويي از سرزمين مرگ بازگشته و با سلام و صلوات و در ميان اشكها و آغوشها به بند باز ميگردانند!

خلاصه اينكه اينجا به طرز هراسانگيزي كولوني رنج و اندوه است و نشانه آن كه به قول دوستي " رنج در سرزمينش به عدالت توزيع نشده" و عجيب اينجاست كه بعد از مدتي همه چيز برايت عادي ميشود، انگار تمام عمرت را اينجا زيستهاي ، ديگر كودكان زيبايي كه زيردستان معتادها و قاتل ها و .. ميچرخند، معتاد به دنيا ميآيند و قاتل از دنيا ميروند و يا در نوسان و آمد و شد دائم ميان زندان و بهزيستياند، اشك به چشمت نميآورد و دختران جواني كه با خودزني و تيغ كشيدن بر خود گويي به جاي سهمشان، انتقامشان را از زندگي ميگيرند، متعجبات نميكند.
و با آرامش و گاهي بيحوصلگي به داستان كساني كه گاهي سر و دندان شكسته از آگاهي بر ميگردند تا به قتلي يا كلاهبردارياي اعتراف كنند، گوش ميدهي .. و انگار براي پاك كردن اين نكبت و تباهي راهي به جز در آغوش كشيدن و فرو دادنش نيست، مانند استخوان به عفن نشسته جذامي..

آري، اينجا آزار نه از جنس 209 كه از نوع ديگريست، آزار؛ چشمان كاونده از پس لنزهاي دوربيني است كه در اتاق، كريدور، هواخوري و .. همهجا و همهجا همراه توست و به قول فوكو" نگاههايي كه ميبايست ببينند، بيآنكه ديده شوند" در انتظار نافرماني " بدن رام" و آرام تو هستند و يا، بگذريم...

غروب است و كلاغها بر فراز سيم خاردار با قارقار سمجشان گويي ابهت اوين را به سخره گرفتهاند . كسي توي هواخوري آواز غمگيني را زمزمه ميكند، صداي آوازهاي كوهيمان در گوشم ميپيچد" سر اومد زمستون، شكفته بهارون و ..."
عاطفه/ پاييز 88/ اوين

احساس حقارت نميکنيد؟

ما اهل كوفه نيستيم پشت يزيد بايستيم!
اينترنت را امروز قطع كرديد!اس ام اس را نيز و همچنان سرتان را در برف فرو ميكنيد،اما خودتان احساس حقارت نكرديد؟ ما باز هم اطلاع رسانى كرديم! حال بياييد تمام فجايع و بلاهايى كه سرمان ميآوريد را از چشم جهان دور نگه داريد،اما آيا خدا را هم كور ميكنيد؟با او چه م...يكنيد؟ كمى به جاى نقشه كشيدن براى كشتن مردم به خدايتان فكر كنيد او شما را ميبيند! سخنم با توست، كه در صدر آنها ايستاده اى و خود را ولى مينامى!

خطاب به رئيس قوه قضائيه :آيا جرات داريد به کسی که درباره سندجلوگيری از ظهور امام زمان سخن می گويد اخطار بدهيد؟

روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله خود خطاب به رئيس قوه قضائيه از وی خواست با فساد سياسی کسانی که ذهن جامعه را مشوش می کنند برخورد نمايد.
در اين سرمقاله آمده است: شما چرا از مفاسد فکری و اجتماعی چيزی نمی گوئيد؟ کسانی که جامعه را دچار آشوب های فکری و سياسی و اجتماعی می کنند کسانی که حرمت انسان ها را لگدمال می نمايند زبان های شايعه ساز و هتاک قلم های فحاش و دروغ پراکن محافل تهمت ساز هسته های توطئه گر گروه های فشار عناصر افراطی رسانه های لاابالی و مجموعه هائی که لايه های پنهانی را برای تخريب و از ميدان خارج کردن نيروهای انقلابی خدوم توانمند و فداکار و به صحنه آوردن عناصر فرصت طلب و ميوه چينان انقلاب تشکيل داده اند و بشدت فعالند قطعا خطرناک تر از ساير مفسدين هستند.
در ادامه سرمقاله اين روزنامه آمده است: آيا جرم تهمت فساد زدن به انسان های شايسته و فداکار کمتر از خود فساد است؟ آيا نميدانيد که راه درست مبارزه با فساد برخورد ريشه ای با علت است نه با معلول آيا کارشناسان قوه قضائيه تاکنون به اين سئوال فکر کرده اند که چرا امروزه ارزان ترين متاع در جامعه اسلامی ما آبروی اشخاص آنهم اشخاص خوش سابقه و انقلابی و وفادار به نظام جمهوری اسلامی است؟
آيا قوه قضائيه و جنابعالی که در راس آن قرار داريد تاکنون برای حفظ کرامت انسانی شهروندان جمهوری اسلامی و جلوگيری از هتاکی ها فحاشی های سياسی و تهمت زدن های باندی و جناحی که اکنون رايج تر از هر زمان ديگری شده است قدمی برداشته ايد؟
آيا برای حفظ حق انتقاد سالم که شرعا و قانونا و عقلا برای حيات جامعه ضروری است و رسانه ها به کمک آن می توانند تا حدود زيادی جلوی مفاسد اقتصادی و سياسی و فکری و اجتماعی و اخلاقی و اعتقادی را بگيرند و کمک بزرگی به قوه قضائيه بنمايند کاری کرده ايد همين دو روز قبل از سخنان صريح و تحسين برانگيز شما بود که به چند روزنامه به خاطر انتقاد از کسی که گفته بود , اشغال عراق توسط آمريکا برای جلوگيری از ظهور امام زمان عليه السلام بود و اسناد آن را به دست آورده ايم ? اخطار دادند و يک سايت منتقد را فيلتر کردند.
شما به عنوان يک کارشناس اسلامی می دانيد چنين سخنان بی پايه ای چه عوارض منفی زيان باری در بردارد چه ريزش های اعتقادی را موجب می شود و زمينه را برای چه مفاسد سياسی و حتی اقتصادی بزرگی فراهم می کند؟ آيا قوه قضائيه جرات دارد به چنين افرادی حتی يک اخطار شفاهی بدهد؟

بازداشت و ربوده شدن چند تن از دانشجويان دانشگاه تهران

سايت دانشجويان سوسياليست دانشگاههای ايران
در پی تجمع دانشجويان دانشگاه تهران در روز 16 آذر روز دانشجو نيروهای سپاهی و بسيجی با دانشجويان درگير شده که بر اثر آن بسياری از دانشجويان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.
پس از درگيری های صبح و ظهر روز گذشته، موج بازداشت گسترده دانشجويان دانشگاه تهران آغاز شده است که تاکنون حداقل ۶ دانشجوی اين دانشگاه بازداشت شده اند.
نويد سلطان پور دانشجوی کارشناسی ارشد رشته تربيت بدني،
مجتبی هاشمی دانشجوی دانشکده حقوق وعلوم سياسي،
نيلوفر اثباتی دانشجوی دانشکده فني،
برديا نجار دانشجوی دانشکده مکانيک،
طاهر دهخوارقارنيان دانشجوی رشته پزشکی
وهمچنين مهدی بلخاری تاکنون بازداشت شده اند.
با توجه به حجم درگيری ها در دانشگاه تهران و حملات امروز نيروهای حکومتی به دانشجويان از آمار دقيق دانشجويان بازداشت شده تاکنون اطلاعی در دست نيست.
ميثم هاشمی فعال دانشجويی بازداشت شد.
گزارش ها حاکی از آن است که ميثم هاشمى پس از آنکه به همراه همسرش از دانشگاه خارج شد، در خيابان 16آذر با نيروهاى امنيتى مواجه شد.
نيروهای امنيتی پس از آنکه به صورت همسر ميثم هاشمی اسپری فلفل زدند، به صورت وحشيانه اى هاشمی را دستگير کردند.
از محل انتقال ميثم هاشمی اطلاعی در دست نيست.
بازداشت مهدی الهياری فعال چپ دانشجويی دانشگاه صنعتی شريف روز دوشنبه 16 آذر ماه مهدی الهياری فعال چپ جنبش دانشجوی فوق ليسانس شيمی دانشگاه صنعتی شريف توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شد و به نقطه نامعلومی منتقل گرديد.
از روز گذشته تا به امروز خانواده او به تمامی مراکز مراجعه کردند تا اينکه حوالی بعد از ظهر امروز ستاد پيگيری وزارت اطلاعات خبر دستگيری او را تاييد کرد.
به گزارش دانشجويان سوسياليست مهدی الهياری 29 ساله از دانشجويان آزادي‌خواه و برابري‌طلب، او درسال 1386 چند روز قبل از گراميداشت مراسم 16 آذر با يورش مامورين وزارت اطلاعات دستگير و به بند 209 زندان اوين منتقل گرديد.
مهدی الهياری به مدت 55 روز در بند 209 زندانی بود و با سپردن وثيقه سنگين آزاد شد. بعد از آزادی و بازگشت به دانشگاه از خوابگاه دانشگاه صنعتی شريف اخراج شد. مهدی الهياری اخيرا در شعبه 28 دادگاه انقلاب به رياست فردی بنام مقيسه ای از اعضای کمسيون مرگ قتل عام زندانيان سياسی سال 1367 مورد محاکمه قرار گرفت و او را به حکم سنگين و غير انسانی 2 سال زندان تعزيری محکوم کرد.
سه شنبه، ۱۷ آذر، ۱۳۸۸ دکتر فرزاد کلبعلی دانشجوی چپ دانشگاه تهران ربوده شد به گزارش دانشجويان سوسياليست عصر امروز ولحظاتی پس از پايان يافتن اعتراضات دانشجويی در دانشگاه تهران، دکتر فرزاد کلبعلی دانشجوی چپ دانشگاه تهران توسط نيروهای امنيتی ربوده شد.
بنا بر گزارش رسيده از شاهدان عينی وی پس از خروج از درب شرقی دانشگاه تهران (خيابان قدس) توسط چند نفر لباس شخصی سوار بر پژوی مشکی ربوده شد. لازم به ذکر است که فرزاد کلبعلی از دانشجويان فعال چپ ممتاز وحائز رتبه اول دکتری جامعه شناسی سياسی دانشکده حقوق وعلوم سياسی دانشگاه تهران بوده ودر حال حاضر مشغول گذراندن تز دکتری خود است.
دوشنبه 16 آذر 1388 آخرين اخبار از بازداشتها در شيراز: بازداشت 3 تن از فعالين چپ و سوسياليست شيراز به گزارش دانشجويان سوسياليست امروز دوشنبه 16 آذر 3" تن از دانشجويان چپ و سوسياليست شيراز" بازداشت و از وضعيت انها خبری در دست نيست.
صبح امروز دوشنبه 16 آذر ساعت 8 صبح رفيق "سيد محمد محسن موسوی" دانشجوی سوسياليست شيراز بازداشت و هنوز از وضعيت وی خبری در دست نيست. به دنبال تهديد و فشارهای فراوانی از سوی نيروهای امنيتی در شيراز و امنيتی کردن فضای شهر، امروز 16 آذر روز دانشجو رفيق محسن موسوی بعد رفتن به سمت فوقانی خوابگاه مفتح باز داشت و هنوز از وضعيت وی خبری در دست نيست.
به گزارش دانشجويان سوسياليست :نجما رنجبران" ديگر دانشجوی سوسياليست شيراز همراه با "سبحان حيدری" فعال چپ دانشجويی شيراز از سوی نيروهای امنيتی رژيم سر فلکه آرم بازداشت شده اند و از وضعيت انها هيچ خبری در دسترس نيست. امروز 16 آذردر خيابانهای اطراف دانشگاهها و خبابانهای شيراز نيروهاى امنيتى و انتظامی همراه لباس شخصى ها در حالت کامل آماده باش و تفتيش از رهگذران به سر برد و شهر شيراز در فضايی کاملا امنيتی بسر برد.
دانشجويان سوسياليست دانشگاههای ايران دستگيری اين رفقا را شديدا محکوم و خواهان آزادی فوری و بی قيد و شرط انها ميباشد. همچنين از تمامی دانشجويان، کارگران و زنان ، نهادهای حقوق بشر و آزاديخواه ميخواهد جهت آزادی اين رفقا اقدام نمايند

نامه مهدی کروبی به ضرغامی در اعتراض به نحوه گزارش 16آذر

در پی انتشار تصاويری موهون در اخبار ۳۰/۲۰شب گذشته؛ مهدی کروبی در نامه ای به ضرغامی توصيه ها و تذکراتی را به وی يادآور شد.
متن کامل اين نامه بدين شرح است: برادر عزيز جناب آقای مهندس ضرغامی رياست محترم سازمان صدا و سيما به تلاش های شخص جناب عالی در سازمان متبوع خود احترام می گذارم اما متاسفانه برخی از مجموعه های خبری اين سازمان اقدام به تفرقه پراکنی و توهين مسلم و مبرز به بنيان گذار انقلاب اسلامی ايران و خدمت گذاران سی ساله آن کرده و می کنند.
آخرين نمونه تاسف بار آن انتشار فيلم هايی از وقايع ۱۶ آذر بود. در برنامه خبری ۲۰:۳۰ قلب واقعيت شد و برای اولين بار تصاويری از تلويزيون جمهوری اسلامی پخش شد که حاکی از پاره شدن پوسترهای امام خمينی رهبر انقلاب اسلامی ايران که مورد احترام مردم است ، بود.
در کنار اين تصاوير، متاسفانه تصاوير مونتاژ شده ای از دانشجويان معترض نشان داده شد که اين گونه استنباط می شد عکس های بينانگذار انقلاب توسط اين داشنجويان پاره و مورد تعرض قرار گرفته است.
به نظر می رسد برخی عامدانه به دنبال بد نام کردن اعتراضات واقعی و حقيقی مردم که پس از انتخابات رياست جمهوری آغاز شده است، می باشند و درصدد هستند راه را برای جريانات افراطی که جز به قانون شکنی و سرکوب مردم نمی انديشند، باز کنند.
از شخص جناب عالی درايت بيشتری انتظار می رود. آيا می دانيد به دست خود تبر به تنه چه درختی می زنيد؟ صدا و سيما بايد مظهر نماد ملی و وحدت اسلامی باشد و از ورود به تنازعات سياسی بپرهيزد اما متاسفانه مجموعه ای در اين سازمان شکل گرفته است که بر اين اعتقاد است با هزينه کردن نام و اعتبار امام، سرکوب مردم را توجيه نمايد.
لذا انتظار می رود رياست اين سازمان با ذکاوت بيشتری مانع از تکرار اين نوع برنامه ها شود.
مهدی کروبی

بازداشت 7 تن از فعالين دانشجويی دانشگاه پيام نور تهران

امروز در سالن شهيد عضدی مراسمی توسط انجمن اسلامی دانشگاه پيام نور تهران برگزار شد که قرار بود علی مطهری نماينده مجلس در آن شرکت کند.
اما با عدم حضور وی دانشجويان مراسم خود را برگزار کردند و يکی از دانشجويان قطعات شعری را به مناسبت روز دانشجو خواند. برگزاری اين مراسم با مخالفت حراست دانشگاه پيام نور مواجه شد که در نتيجه دانشجويان با شعار "يا حسين ميرحسين" به اعتراض پرداختند.
در پی اعتراض دانشجويان حراست دانشگاه برق سالن مراسم را قطع کرد که اين اقدام نيز با اعتراض دانشجويان مواجه شد. پس از اتمام اين مراسم ۷ نفر از دانشجويان اين دانشگاه به هنگام خروج توسط افراد ناشناسی بازداشت شدند.
حراست دانشگاه پيام نور به دانشجويان گفته است که اطلاعی از هويت

دانشگاه‌ های تهران همچنان ناآرام است

گزارش‌های رسیده حاکی از آن است که روز سه‌شنبه ۱۷ آذر، تظاهرات و ناآرامی‌ها در دانشگاه‌های‌ تهران ادامه یافته است. به گفته‌ی فرمانده انتظامی تهران بزرگ، در تظاهرات روز ۱۶ آذر، ۲۰۴ تن دستگیر شده‌اند.

یک روز پس از تظاهرات گسترده در دانشگاه‌های کشور به مناسبت ۱۶ آذر، روز سه‌شنبه نیز ناآرامی و درگیری‌ها در بعضی از دانشگاه‌ها ادامه یافت. پایگاه خبررسانی «موج سبز آزادی» گزارش داد که «حرکت سبز ملت ایران در ۱۶ آذر خشم کودتاچیان را برانگیخته است و از صبح جو دانشگاه تهران متشنج شد و نیروهای لباس شخصی با هماهنگی حراست وارد این دانشگاه شدند».

از صبح روز سه‌شنبه درهای دانشگاه تهران از سوی حراست دانشگاه باز شده تا این نیروها وارد دانشگاه شوند. ماموران نظامی مسلح به باتوم و اسپری به دانشجویان حمله‌ور شده‌اند. همچنین شماری از دانشجویان بازداشت و به بیرون دانشگاه منتقل شده‌اند.

حمله به دانشجویان و تعطیل کلاس‌هاهمین خبرنامه می‌افزاید که چندین اتوبوس از بسیجیان و نیروهای لباس‌شخصی از بیرون دانشگاه برای برگزاری تجمع به دانشگاه شهید بهشتی منتقل شدند. این نیروها با حرکت به سمت دانشکده‌ی حقوق دانشگاه شهید بهشتی، به تعطیلی کلاس‌ها و حمله به دانشجویان و ضرب و شتم آن‌ها پرداخته‌اند.

به گزارش خبرگزاری دولتی ایران (ایرنا) نیز، از صبح روز سه‌شنبه ۱۷ آذر، نیروهای نظامی و انتظامی اطراف دانشگاه تهران به چشم می‌خوردند. ایرنا که دانشجویان معترض را «اغتشاشگران» نامیده، گزارش داده که آنان در محوطه‌ی اصلی دانشگاه تهران تجمع کردند و به همین دلیل، مسئولان انتظامی درهای اصلی ورودی دانشگاه را بسته‌اند.

به گزارش ایرنا، معترضان در حالی که پارچه‌ها و دستبندهای سبزرنگی به همراه داشته‌اند، در مقابل دانشکده‌ی فنی دانشگاه تهران گردآمدند، تا به تعرض به تجمع‌کنندگان روز دانشجو اعتراض کنند.

منبع :صدای آلملن
سلام
به علت فیلتر شدن وبلاگ جویندگان آزادی ، وبلاگ جدید آماده اطلاع رسانی می باشد .اگر دوست داشتید.به ما سر بزنید.

joooya1.blogspot.com

سوء قصد به زهرا رهنورد در روز 16 آذر

گزارش کانون زنان ایرانی، دکتر رهنورد ، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در محوطه دانشگاه دانشکده هنرهای زیبا برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می شد که مورد این تهاجم قرار گرفت.
به گفته یکی از شاهدان عینی این ماجرا وقتی رهنورد از این زنان پرسید که چرا مرا تعقیب می کنید انها مدعی شدند که برای محافظت از رهنورد امده اند. رهنورد به انها گفت: شما از صبح تا کنون مرا رها نکرده اید و به دفترم و هر جا که رفتم مرا تعقیب کردید.
به گفته این شاهد عینی سردسته این زنان به زور وارد ساختمان مرکزی دانشکده هنرهای زیبا شد که نهایتا با دخالت حراست دانشگاه زهرا رهنورد توانست از ان محوطه دانشگاه خارج شود.اما همان جریانی که در دانشگاه آن جنجال را به پا کرده بود رهنورد را تعقیب کرد و در میانه خیابان وصال در حالی که او سوار ماشین و داخل دانشگاه بود گاز فلفل را از فاصله 20 تا 25 سانتی بر صورت او پاشیدند که منجر به خفگی شدید او و نابینایی موقتش شد. در آن لحظه اهالی و مغازه های اطراف هرکدام به نحوی به نجات او اقدام کردند.
این شاهد عینی ادامه می دهد:" و باز هم به کمک حراست دانشگاه تهران سعی کردند رهنورد را با حال بسیار بد از محاصره شدید نیروهای امنیتی خارج کنند."
طبق اخبار رسیده از این شاهد عینی وضعیت ریوی و بینایی رهنورد به دلیل اینکه گاز فلفل از فاصله بسیار نزدیک به صورت او پاشیده شد بد گزارش می شود.

سوء قصد به زهرا رهنورد در روز 16 آذر

کانون زنان ایرانی :دکتر زهرا رهنورد ، استاد دانشگاه تهران و همسر میرحسین موسوی صبح امروز حدود ساعت 11 در دانشگاه تهران مورد سوء قصد چند زن که خود را بسیجی معرفی می کردند ، قرار گرفت.
دکتر رهنورد ، استاد دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران در محوطه دانشگاه دانشکده هنرهای زیبا برای بزرگداشت روز دانشجو آماده می شد که مورد این تهاجم قرار
گرفت.

آیت الله مکارم شیرازی: اول آتش بس، بعد وحدت

آیت الله ناصرمکارم شیرازی، از مراجع تقلید شیعه در ایران، خواهان آتش بس میان معترضان به نتایج انتخابات و حامیان دولت شد و گفت مذاکره درباره وحدت بعد از آتش بس ممکن است.

آقای مکارم شیرازی در گفتگو با پایگاه اطلاع رسانی جماران با اشاره به بحران به وجود آمده بعد از انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری ۲۲ خرداد گفت: "در جایی که جنگ می شود اول نمی آیند پیمان صلح را بنویسند. در این مواقع اول می گویند موافقت کنید مدتی آتش بس شود و فضا که آرام شد، می نشینند در فضای آرام گفتگو می کنند."

در ماه های اخیر چندین بار طرح هایی با عناوین مختلف و با موضوع وحدت و آشتی ملی، عموما از طرف چهره های سیاسی محافظه کار سنتی، مطرح شد که هیچ کدام به نتیجه نرسیدند.

آقای مکارم شیرازی نیز گفته است اصولی برای این که وحدت ایجاد شود، در نظر دارد، اما ابتدا باید آرامش ایجاد شود: "شرط اول این است که یک حالت آرام ایجاد شود. بعد یک عده افراد که واقعا مورد احترام جامعه هستند و معتدل هستند بنشینند اصول وحدت را بنویسند ... من هم یک اصولی را فکر کرده ام ولی آن اصول را در شرایط فعلی نمی توانم عرض بکنم. اگر یک فضای آرامی پیدا بشود و افرادی پیدا شوند که بخواهند جامعه به وحدت برسد ما هم نظرات خود را در اختیار آنها خواهیم گذاشت."

آقای مکارم شیرازی بر لزوم مذاکره با معترضان به نتایج انتخابات تاکید کرد و گفت: "بالاخره آنها سیزده، چهارده میلیون هستند و افراد این کشورند ... در جاهای دیگر به اعداد کمتر از این اهمیت می دهند. با دو میلیون و سه میلیون می‌نشینند مذاکره می کنند."

انتقاد از قانون شکنی

آیت الله ناصر مکارم شیرازی در بخش دیگری از سخنانش درباره قانون شکنی گفت: "هرچه قانون شکنان موقعیت مهم تری داشته باشند خطر آن قانون شکنی بیشتر می شود.
اگر در یک کشور رییس جمهوری باشد و بگوید قانونی را که مجلس تصویب کرده، من اجرا نمی کنم، معنی‌اش این است که مجلس جایگاهی ندارد.
دستگاه قضایی بگوید قانونی که مجلس تصویب کرده، قابل اجرا نیست، این هم یعنی اینکه قانون جایگاهی ندارد؛ یا دستگاه قضایی چیزی را قبول کند ادارات بگویند ما نمی توانیم پشت این قضایا بیاستیم، این چیزی جز آنارشیسم و هرج و مرج نخواهد بود."

حمله انصار حزب الله به مراسم پرشکوه روز دانشجو در دانشگاه بوعلی همدان:پرتاب دانشجويان از طبقه دوم به پايين

مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه همدان امروز با استقبال بسيار پرشکوه دانشجويان اين شهر مواجه شد.
اين مراسم از صبح امروز از دانشکده ی فنی-مهندسی اين دانشگاه آغاز شد و سپس در ادامه دانشجويان با راهپيمايی از درب خوابگاه دانشجويی به مقصد دانشکده ی علوم پايه، سرود ياردبستانی خوانده و شعارهای مختلفی سر دادند.
در مقابل دانشکده علوم پايه دانشجويان با سر دادن شعارهايی چون ,مرگ بر ديکتاتور?، ,دانشجو می ميرد ذلت نمی پذيرد?، ,ياحسين ميرحسين? و ,استقلال آزادی جمهوری ايرانی و ...? به داخل دانشکده ی علوم پايه رفته و به حمايت از جنبش سبز و جنبش دانشجويی و دانشجويان زندانی پرداختند.
دانشجويان به سمت سوی درب انجمن اسلامی تعطيل شده دانشگاه حرکت کرده و به تجمع در مقابل آن پرداختند و شعارهايی چون ,محمود خائن آواره گردی?، ,بسيجی بی غيرت دشمن خون ملت?، ,بسيجی فاشيسته پول می گيره واميسته? و ... پرداختند.
عليرغم اينکه دانشجويان دانشگاه بوعلی همدان از داشتن هرگونه امکانی نظير سيستم صوتی برای برگزاری مراسم خود محروم بودند اما اين دانشجويان توانستند مراسم پرشکوهی برگزار کنند.
در اين ميان بسيجيان که تعدادی اندک شماری بودند با استفاده از وسايلی همچون بلندگو به شعار دادن بر عليه دانشجويان پرداختند.
دانشجويان نيز در مقابل شعارهايی همچون ,مرگ بر بسيجی?، ,بسيجی واقعی همت بود و باکری ?، ,بلندگو هم بياريد بازم صدا نداريد? سر دادند.
سپس نيروهای انصار حزب الله و نيروهای لباس شخصی با همکاری حراست دانشگاه بوعلی همدان از درب سلف دانشکده علوم وارد دانشگاه شده و به ضرب وشتم دانشجويان پرداختند.
اين نيروهای تعدادی از دانشجويان را از طبقه دوم به پايين پرتاب کرده و يکی از دانشجويان دختر را مورد ضرب و شتم قرار دادند.
اين نيروهای مجهز به اسپری اسيد و گاز اشک آور بوده و از آن برای آسيب رساندن به دانشجويان استفاده کردند. اين حمله نيروهای انصار به دانشجويان باعث خشم دانشجويان شد که در نتيجه دانشجويان شعارهايی را بر عليه آيت الله خامنه ای سر دادند.
دانشجويان همچنين شعارهايی همچون ,بسيجی وحشی شده?، ,نترسيد نترسيد ما همه با هم هستيم? سر دادند. نيروهای نظامی خارج از دانشگاه تعدادی از دانشجويان را بازداشت کردند که از وضعيت اين دانشجويان تاکنون اطلاعی در دست نيست.

اعتراضات دانشگاه ها را فراگرفت


اعتراضات دانشگاه ها را فراگرفت

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اعلام کرد که تعداد بسیار زیادی از نیروهای امنیتی و شبه نظامی ضمن پرتاب گازاشک آور، در حال ضرب و شتم و بازداشت دانشجویانی در محوطه دانشگاه ها و خیابانهای اطراف هستند که به مناسبت روز دانشجو دست به تظاهرات زدند

خبرگزاری هرانا - حقوق شهروندان، اندیشه وبیان: در حالی دانشجویان سرکوب می شوند که مقامات ایرانی در تلاشی آشکار برای جلوگیری از جریان یابی اطلاعات و مانع تراشی برای همآهنگی معترضان با یکدیگر، رسانه های بین المللی را از حضور در تجمع ها منع کردند، و اینترنت و ارتباطات تلفن همراه را قطع کردند. سران اصلاحات از حضور در تجمعات اعتراضی منع شدند.

ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد این حوادث گفت:”اینکه اطلاعات به جامعه بین المللی برسد یا نرسد، اما مردم ایران می دانند که به سنت ها و حقوق بنیادین آنها بی احترامی می شود.”

به گزارش اطلاعات رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی دانشگاه ها به همراه نیروهای شبه نظامی بسیج علیه معترضین خشونت اعمال می کنند. در برخی از موارد، نیروهای پلیس با لباس شخصی و با استفاده از کارت شناسایی جعلی وارد محوطه دانشگاه ها شده و مانع تجمع دانشجویان شدند.

در تهران در دانشگاه های امیرکبیر، دانشگاه تهران، صنعتی شریف، علم و صنعت، دانشگاه هنر، آزاد واحد مرکزی، سوره و دانشگاه آزاد واحد شمال تهران اعتراضات دانشجویی صورت گرفته است. همچنین درشهرستان ها در دانشگاه های اصفهان، کرمانشاه، شیراز، مشهد، تبریز و دانشکده کشاورزی کرج نیز تجمعات اعتراضی برپا شد.

نیروهای امنیتی در حالیکه تلاش می کردند که تجمع دانشجویان را در دانشگاه امیرکبیرمهار کنند و آنها را در داخل دانشگاه نگه دارند، در خارج از محوطه دانشگاه با استفاده از گلوله پلاستیکی مانع پیوستن دانشجویان و حامیان آنها می شدند.

در میدان ونک نیز تجمعات اعتراضی تشکیل شد ومعترضین به سمت رادیو و تلویزیون به راه افتادند. به گزارش رسیده به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، تجمع های اعتراضی دیگری نیزدر هفت تیر ومیدان ولی عصر در تهران شکل گرفت که معترضین با باتوم و گاز اشک آور مورد حمله قرار گرفتند.

از حضور میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ سیاستمداران اصلاح طلب، در تجمعات اعتراضی ممانعت بعمل آمده و در باره احتمال بازداشت خانگی آنها نگرانی وجود دارد. طبق گزارش های رسیده، زهرا رهنورد؛ همسر میر حسین موسوی، در دانشگاه تهران حضور داشته است.

فائزه هاشمی؛ دختر هاشمی رفسنجانی نیز که در واحد تحقیقات دانشگاه آزاد تهران حضور داشت توسط نیروهای حراست دانشگاه بازداشت و به دانشکده علوم انسانی منتقل شد.

ارون رودز در مورد خشونت های امروز گفت:” ما عمیقا نگران استفاده بی مورد خشونت علیه مردم ایران هستیم، مردمی که بر سر راه آزادی بیان، تجمع و جابجایی آنها مانع ایجاد می شود.”

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی خواست که آزادی بیان دانشجویان و مردم ایران را رعایت کنند و به تلاش های خشونت بار برای سرکوب آنها پایان دهد.

نیروهای امنیتی 'دانشگاه تهران را محاصره کرده اند'

نیروهای امنیتی 'دانشگاه تهران را محاصره کرده اند'
نیروهای امنیتی در ایران به منظور جلوگیری از برگزاری تظاهرات روز دانشجو، دانشگاه تهران را در محاصره گرفته اند. به گزارش شاهدان عینی، از ساعات اولیه روز دوشنبه، 7 دسامبر (16 آذر)، نیروهای انتظامی در مسیرهای منتهی به دانشگاه تهران و درهای ورودی دانشگاه مستقر شده اند تا از حرکت مردم برای تجمع در برابر دانشگاه و یا خروج دانشجویان از محوطه دانشگاه جلوگیری کنند. براساس برخی گزارش ها، ماموران انتظامی با قرار دادن داربستی در برابر در ورودی اصلی کوشیده اند مانع از مشاهده تجمع دانشجویان در داخل دانشگاه تهران شوند. همزمان، چند خبرگزاری خارجی و همچنین پیام های منتشر شده در سایت های اینترنتی از برخورد ماموران امنیتی با تظاهرکنندگان در اطراف دانشگاه تهران خبر داده اند. این گزارش ها حاکی از آن است که نیروهای دولتی برای متفرق کردن تظاهرکنندگانی که علیه دولت شعار
می دادند، به پرتاب گاز اشک آور و احتمالا تیراندازی هوایی در میدان انقلاب دست زده اند . گزارش هایی از تجمع های دیگر از جمله در میدان ولیعصر و درگیری نیروهای دولتی با مردم در این محل ها هم مخابره شده است. همزمان، خبرگزاری که از دولت حمایت می کند، در گزارشی از "تجمع بزرگ دانشجویان دانشگاه تهران در محوطه دانشگاه" خبر داده و نوشته است که بیش از دو هزار تن از دانشجویان دانشگاه تهران با شعارهایی در حمایت از آیت الله خامنه ای و علیه مخالفان، در محوطه دانشگاه دست به راهپیمایی زده اند و در مقابل، "حدود پنجاه نفر از طرفداران موسوی ... برای ایجاد اغتشاش در دانشگاه به تکاپو افتاده اند." در روزهای اخیر، بیانیه های دانشجویی از تلاش دولت برای استفاده از نیروهای بسیج دانشجویی به منظور مقابله با تظاهرات دانشجویان خبر داده بود.
گزارش هایی هم از برگزاری اجتماعات و حضور نیروهای دولتی در اطراف تعداد دیگری از مراکز آموزش عالی در تهران انتشار یافته اما امکان تایید مستقل این گزارش ها وجود نداشته است. براساس این گزارش ها، ماموران امنیتی رفت و آمد به سوی این مراکز را زیر نظر گرفته اند و مانع از ورود افراد فاقد کارت شناسایی به داخل دانشگاه ها می شوند. شاهدان عینی گفته اند که در روزهای اخیر، حضور نیروهای امنیتی در تهران کاملا محسوس بود و از بامداد روز دوشنبه، ماموران دولتی در بسیاری از مسیرهای منتهی به دانشگاه تهران و نقاط دیگر شهر متمرکز شده اند. روز 16 آذر به یاد برخورد نیروهای امنیتی با تظاهرات دانشجویان در سال 1953 و تیراندازی و کشته شدن سه دانشجو، روز دانشجو در ایران نامگذاری شده و معمولا همه ساله مراسمی به این مناسبت در بسیاری از مراکز عمده آموزش عالی در ایران برگزار شده است.
برگرفته از:خبرنامه امیرکبیر

:گزارش‌ها از تجمعات و درگيري‌ها در روز دانشجو در ايران

گزارش‌ها از تجمعات و درگيري‌ها در روز دانشجو در ايران
در حالی که حضور نيروهای امنيتی در روز دانشجو در اطراف دانشگاه ها در ايران چشمگير بوده است، شاهدان عينی می گويند که در برخی دانشگاه ها و نقاط مختلف تهران درگيری پيش آمده و مأموران از گاز اشک آور استفاده کرده اند.
همچنين گزارش ها و تصاويری از تجمعات اعتراضی در دانشگاه های مشهد و شيراز منتشر شده است. يکی از دانشجويان دانشگاه تهران گفت که تعداد زيادی از نيروهای بسيجی از صبح روز دوشنبه ۱۶ آذر (۷ دسامبر) در داخل دانشگاه تهران حضور يافته بودند و مانع از حرکت دانشجويان معترض به سوی درهای خروجی دانشگاه می شدند. به گفته او در ابتدا نيروهای بسيجي، دانشکده فنی دانشگاه تهران را در تصرف داشتند، اما دانشجويان معترض پس از مدتی درگيری در اين دانشکده مستقر شده اند.
برخی شعارهای دانشجويان معترض اين بود: "يا حسين، مير حسين"، "زندانی سياسی آزاد بايد گردد"، "ايران شده بازداشتگاه، اوين شده دانشگاه"، "نداييم، سهرابيم، ما همه يک صداييم"، "بسيجی حيا کن، دانشگاه را رها کن".
همچنين به گزارش شاهدان عيني، از ساعات اوليه روز، نيروهای انتظامی در مسيرهای منتهی به دانشگاه تهران و درهای ورودی دانشگاه مستقر شده اند تا از حرکت مردم برای تجمع در برابر دانشگاه و يا خروج دانشجويان از محوطه دانشگاه جلوگيری کنند. براساس برخی گزارش ها، ماموران انتظامی با قرار دادن داربستی در برابر در ورودی اصلی کوشيده اند مانع از مشاهده تجمع دانشجويان در داخل دانشگاه تهران شوند.
خروجی های خيابان انقلاب، حد فاصل ميدان انقلاب و چهار راه ولی عصر، نيز به سمت جنوب بسته است.
يک شاهد عينی ديگر گفت که دانشجويان يکی از درهای اصلی دانشگاه اميرکبير تهران (در خيابان ولی عصر) را شکسته اند تا راه ورود معترضان از خارج دانشگاه باز شود. به گفته او، کمی بعد پليس ضد شورش اين در را دوباره مسدود کرده است. درگيری بيرون از دانشگاه همزمان، چند خبرگزاری خارجی و همچنين پيام های منتشر شده در سايت های اينترنتی از برخورد ماموران امنيتی با تظاهرکنندگان در اطراف دانشگاه تهران خبر داده اند.
اين گزارش ها حاکی از آن است که نيروهای دولتی برای متفرق کردن تظاهرکنندگانی که عليه دولت شعار می دادند، به پرتاب گاز اشک آور و احتمالا تيراندازی هوايی در ميدان انقلاب دست زده اند.
خبرنگاران رسانه های خارجی در ايران از تهيه گزارش از سطح شهر تهران در روزهای ۱۶ و ۱۷ آذر منع شده اند و ارتباطات اينترنتی و تلفن همراه اين شهر هم دچار اختلال است. با اين حال گزارش هايی از تجمع دانشجويان معترض در دانشگاه اميرکبير، دانشگاه شريف، خواجه نصير (هم واحد سيدخندان و هم واحد ميدان ونک) و دانشگاه هنر در تهران، دانشگاه آزاد در مشهد و دانشگاه شيراز منتشر شده است.
رها شدن بادکنک های سبز توسط دانشجويان دانشگاه شريف خبر داده و نوشته است که "مأموران نيروی انتظامی امور را تحت کنترل دارند و رفت و آمد مردم ادامه دارد". گزارش هايی هم از تجمع های ديگر از جمله در ميدان وليعصر و درگيری نيروهای دولتی با مردم در اين محل ها مخابره شده است. خبرگذاری فارس سایت حامی دولت در گزارشی از "تجمع بزرگ دانشجويان دانشگاه تهران در محوطه دانشگاه" خبر داده و نوشته است که بيش از دو هزار تن از دانشجويان دانشگاه تهران با شعارهايی در حمايت از آيت الله خامنه ای و عليه مخالفان، در محوطه دانشگاه دست به راهپيمايی زده اند و در مقابل، "حدود پنجاه نفر از طرفداران موسوی ... برای ايجاد اغتشاش در دانشگاه به تکاپو افتاده اند." در روزهای اخير، بيانيه های دانشجويی از تلاش دولت برای استفاده از نيروهای بسيج دانشجويی به منظور مقابله با تظاهرات دانشجويان خبر داده بود.
گزارش هايی هم از برگزاری اجتماعات در داخل و حضور نيروهای دولتی در اطراف تعداد ديگری از مراکز آموزش عالی در تهران، از جمله دانشگاه های شريف و اميرکبير هم انتشار يافته اما امکان تاييد مستقل اين گزارش ها وجود نداشته است.
براساس اين گزارش ها، ماموران امنيتی رفت و آمد به سوی اين مراکز را زير نظر گرفته اند و مانع از ورود افراد فاقد کارت شناسايی به داخل دانشگاه ها می شوند. شاهدان عينی گفته اند که در روزهای اخير، حضور نيروهای امنيتی در تهران کاملا محسوس بود و از بامداد روز دوشنبه، ماموران دولتی در بسياری از مسيرهای منتهی به دانشگاه تهران و نقاط ديگر شهر متمرکز شده اند.
روز ۱۶ آذر به ياد برخورد نيروهای امنيتی با تظاهرات دانشجويان در سال ۱۹۵۳ و تيراندازی و کشته شدن سه دانشجو، روز دانشجو در ايران نامگذاری شده و معمولا همه ساله مراسمی به اين مناسبت در بسياری از مراکز عمده آموزش عالی در ايران برگزار شده است.
حساسيت نسبت به روز دانشجو در سال جاري، با توجه به شرايط پس از انتخابات بحث برانگيز دهمين دوره رياست جمهوری و ادامه بحران سياسی در داخل ايران، نهادهای امنيتی از جمله پليس و نيروی بسيج، عليه تجمع دانشجويان و مردم عادی در خارج از محوطه دانشگاه ها هشدار داده اند. از زمان برگزاری انتخابات در ماه ژوئن (خرداد) و اعلام پيروزی محمود احمدی نژاد، که به اتهام تقلب گسترده در اين انتخابات منجر شد، مقامات دولتی از صدور مجوز برگزاری هر نوع اجتماع غيردولتی در ايران خودداری ورزيده و با تجمع مخالفان به شدت برخورد کرده اند. با اينهمه، مخالفان دولت در چند مورد با استفاده از فرصت تظاهرات دولتي، به برگزاری تظاهرات و ابراز نظرات خود دست زده اند که معمولا با برخورد خشونت آميز نيروهای امنيتی همراه بوده است. در تظاهرات مخالفان در روز ۱۳ آبان، تصاوير حمله نيروهای دولتی و ضرب و شتم تظاهرکنندگان، به خصوص زنان و دختران، از طريق نشر در شبکه های اينترنتي، به طور گسترده در سطح بين المللی پخش شد و انتقاد گسترده جهانی را در پی آورد. به نظر می رسد که با توجه به اين سابقه، در آستانه برگزاری مراسم روز دانشجو، مقامات دولتی شبکه اينترنتی و مخابراتی در مناطقی از تهران را، ظاهرا با هدف جلوگيری از انتشار گزارش ها و تصاوير تجمع های اعتراضي، قطع يا مختل کرده اند و براساس برخی گزارش ها، ارتباط تلفن همراه در بعضی نقاط تهران قطع است.
اقدام دولت ايران در قطع يا ايجاد اختلال در شبکه های ارتباطاتی داخلی بی سابقه نيست و در ساعات اوليه روز رای گيری در انتخابات رياست جمهوری هم ارتباط از طريق ارسال پيامک در تهران و نقاط ديگری از ايران قطع شد و برای چندين هفته همچنان قطع يا مختل بود.
به منظور حفظ سکوت خبری در مورد تظاهرات روز شانزده آذر، جمهوری اسلامی مجوز فعاليت خبرنگاران خارجی در تهران را هم برای چند روز لغو کرده است تا مانع از تهيه گزارش توسط آنان شود. به همين دليل، اخبار و گزارش های مربوط به شانزده آذر عمدتا به نقل از شاهدان عينی و پيام های منتشر شده در برخی شبکه های اينترنتی قابل دسترسی بوده و امکان تاييد مستقل آنها وجود نداشته است.
هنوز از برگزاری احتمالی مراسم شانزده آذر در دانشگاه های ساير شهرهای ايران و تدابير نيروهای امنيتی برای جلوگيری از برگزاری تظاهرات در اين شهرها گزارشی مخابره نشده است. در روزهای اخير، دانشجويان شماری از دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در ايران با تهيه و انتشار بيانيه ها و گزارش هايي، از تصميم به برگزاری مراسم شانزده آذر خبر داده و خواستار حمايت مردم از اين تجمع ها شده بودند.
مراسم روز شانزده آذر در حالی برگزار می شود که روز گذشته، ميرحسين موسوي، از رهبران مخالف دولت، با انتشار پيامی تاکيد کرد که برخلاف تصور حکومت، حرکت اعتراضی مردم خاتمه نيافته بلکه همچنان ادامه دارد و رو به گسترش است. همچنين، اکبر هاشمی رفسنجاني، رئيس مجلس خبرگان و رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، در سخنانی در مشهد بار ديگر از وجود مشکلات سياسی در جمهوری اسلامی سخن گفت و از فقدان تحمل "انتقاد سازنده در کشور" انتقاد کرد.
برگرفته از :روشنگری

درگیری در دانشگاه پلی تکنیک

درگیری در تجمع دانشجویان پلی تکنیک؛ ورود نیروهای بسیجی و لباس شخصی از خارج دانشگاهتجمع و تریبون آزاد دانشجویان پلی تکنیک به مناسبت روز دانشجو از صبح امروز با حضور گسترده دانشجویان و با ایجاد درگیری های از سوی نیروهای غیردانشگاهی آغاز شد.
صبح امروز بیش از 1500 دانشجوی پلی تکنیک تجمع اعتراضی خود را در حالی آغاز کردند، که نیروهای بسیج از خارج دانشگاه با همکاری وزارت اطلاعات و مدیریت دانشگاه امیرکبیر به دانشگاه منتقل شده اند.
نیروهای لباس شخصی و بسیجی غیردانشگاهی همگی کارت های زردرنگی در اختیار دارند که نیروی اتنظامی و حراست دانشگاه امیرکبیر با آنها همکاری کرده و اجازه ورود به دانشگاه دادند.
همزمان از صبح امروز تعدادی از فعالین دانشجویی دانشگاه امیرکبیر ممنوع الورود شده اند. انتظامات دانشگاه امیرکبیر لیستی از فعالین دانشجویی دانشگاه امیرکبیر در اختیار دارد که بر اساس آن باید مانع از ورود این دانشجویان به دانشگاه شوند.
با این وجود تعدادی از فعالین دانشجوبی پلی تکنیک توانسته اند وارد دانشگاه شده و با خیل عظیم دانشجویان همراه شوند.
از صبح امروز نیروهای لباس شخصی و بسیجی سعی در تحریک دانشجویان داشته اند. ولی با این وجود تلاش کردند مراسم بزرگداشت روز دانشجو و تریبون آزاد خود را برگزار کنند. دانشجویان شعارهایی همچون "مرگ بر دیکتاتور"، "خونی که در رگ ماست هدیه به ملت ماست" و "دولت کودتا استعفا استعفا" سر دادند.
از لحظاتی پیش دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به سمت درب های دانشگاه حرکت کرده و در حال اعتراض به همکاری نیروی انتظامی با نیروهای لباس شخصی هستند.
همزمان دانشجویان دانشگاه هنر در خیابان ولیعصر نیز به سمت درب های دانشگاه حرکت کرده و در حال اعتراض هستند. نیروی گارد ویژه و سپاه در تلاش برای پیوستن دانشجویان دانشگاه هنر به دانشجویان پلی تکنیک هستند.

گزارش لحظه به لحظه از 16 آذر

شيراز : یابان ملاصدرا و ارم شیراز شاهد جمعیت انبوهی از مردم است.درگیری بین مردم و بسیج زیر باران شدید درگرفته.شعار مردم مرگ بر دیکتاتور و نترسیم نترسیم ما همه با هم هستیم.

در شيراز ساختمانهاي دانشكده هاي عمران و مكانيك نزديك به 1000 نفر از ساعت 1030 تجمع كرده اند كه هرلحظه بر آنها داره افزوده ميشه. ( ساعت 1030 صبح.مزدوران حراستي هم دورتادور اين دو ساختمان رو محاصره كرده اند.
در كرمان از مقابل دانشگاه موسوم به باهنر در دانشكده هاي كشاورزي-دانشكده عمران و دانشكده برق تا مقابل درب دانشگاه مردم زيادي تجمع كرده اند . شعارها:ملت ايرانزمين ديكتاتورو بزن زمينما همه با هم هستيم دانشجوي نترسيممرگ بر ديكتاتور سر ميدهند.
--------------------------------------------------درگیری میان بسیجیان و دانشجویان /دانشگاه امیرکبیربسیج دانشگاه امير کبير با تحریک دانشجویان سعی در ملتهب کردن جمعیت دارد. درگیری میان بسیجیان و دانشجویان آغاز شده است. شعارها: بسیجی برو گمشو، بسیجی وحشی شده، یاحسین میرحسین، مرگ بر دیگتاتور و .....! نیروهای لباس شخصی دست به جیب و آماده در میان جمعیت حرکت می کنند.
-------------------------------------------------پلیس ایران دانشگاه را برای جلوگیری از اعتراض محاصره کرده است (رویترز)شاهدی که نخواسته نامش فاش شود گفت : "صدها پلیس ضد شورش در همه جا در اطراف دانشگاه تهران و خیابانهای اطراف هستند." انتظار می رود مخالفان دولت از موقعیت تظاهرات دولتی در این کشور برای تظاهرات در مقابل انتخابات ریاست جمهوری استفاده کنند. شنبه، ایران فعالیت رسانه های خارجی برای تهیه گزارش از تجمع دانشجویی را ممنوع اعلام کرد. پلیس و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشدار داده اند که با هر تجمع "غیر قانونی" شدت مقابله خواهند کرد .
---------------------------------------------------تعدادی از رسانه های جهان که از اعتراضات روز 16 آذر گزارشهایی منتشر کرده اند. (انگلیسی)الجزيرهhttp://english.aljazeera.net/news/middleeast/2009/12/200912701819786334.htmlنيويورک تايمزhttp://www.nytimes.com/auth/login?URI=/aponline/2009/12/07/world/AP-Ml-Iran.html&OQ=_rQ3D5&REFUSE_COOKIE_ERROR=SHOW_ERRORواشنگتن تايمزhttp://www.washingtonpost.com/wp-dyn/content/article/2009/12/07/AR2009120700064.html----------------------------------------------------------------------------inoq.wordpress. : لطفا درخصوص این موارد نیز اطلاع رسانی کنید:1
- نسبت نیروهای لباس شخصی به نیروهای انتظامی در این روز بخصوص 3 به 1 است.
2- نیروهای لباس شخصی از یک کیلومتری میدان هفت تیر دردسته های 10-15 نفری تمامی خیابانهای منتهی به 7 تیر را پوشش داده اند و حدود 100 نفری را در میدان مشاهده می کنید.
3- نیروهای لباس شخصی و بسیج از شب گذشته در ورزشگاه شیرودی و ورزشگاه روبروییش مستقر شده اند.
4- کلیه مسیرهای منتهی به میدان توپخانه از خیابان مفتح به پایین و میدان توپخانه خبری از نیرو و لباس شخصی نیست و می تواند منطقه امن تلقی شود. درصورت درگیری می توان به سمت پایین و بازار آمد.
--------------------------------------------
صدای فریاد مرگ بر دیکتاتور دانشجویان دانشگاه شریف و مرگ بر این دولت مردم فریب از خيابان هاي اطراف شنیده میشود. اطراف دانشگاه اميركبير به طور كامل در محاصره گارد ويژه , لباس شخصي و ماموران مزدور و سركوبگرانتظامي است و اجازه خروج به دانشجويان داده نميشود.
------------------------------------------
نيروهاى امنيتى اطراف دانشگاه تهران را به محاصره خود در آوردند راديو فردا : به گزارش خبرگزارى هاى فرانسه و رويترز، نيروهاى امنيتى جمهورى اسلامى و پليس ضد شورش كه خود را براى مقابله با تجمعات اعتراضى شانزدهم آذر – روز دانشجو – آماده كرده بودند، دانشگاه تهران را محاصره كرده اند.سپاه پاسداران و نيروى انتظامى پيش از اين هشدار داده بودند كه هرگونه تجمع «غيرقانونى» با برخورد آنان مواجه خواهد شد.جمهورى اسلامى از حضور خبرنگاران رسانه هاى خارجى براى تهيه گزارش روز دانشجو ممانعت به عمل آورده است.
---------------------------------------------------دم درب دانشگاه تهران را با سه تا اتوبوس بسته اند , طوري كه داخل دانشگاه معلوم نشود وكارهايي كه ميخواهند بكنند جلوه ي بيروني نداشته باشد. مردم حاضردرمنطقه هم غيرقابل شمارش هستند, تعدادي كه نيروهاي خودرژيم هستند وبقيه مردم هستند كه براي تظاهرات آمده اند. مردم ازنيروهاي رژيم مي پرسند كه چرا اينجا ايستاده اند ؟ ولي فرماندهان آنها مانع ازجواب دادن ميشوند.
----------------------------------------------------------------------
تلفن ها همراه در محدودهی دانشگاه تهران از کار افتاده است و تماس با آنجا امکان پذیر نیست.
-----------------------------------------
در خیابانهای فخر رازی و خیابان دانشگاه، خیابان 12 فروردین و اردیبهشت تعداد زیادی از خودروهای بخصوص خودروهای مخصوص دستگیری که به قفس معروف هستند را پارک کرده اند. تمامی خیابانها و کوچه های اطراف دانشگاه را گاردیها و افراد لباس مشکی مستقر شده اند.
----------------------------------------------------
حضور گسترده نظامیان حکومت در خیابانهای مرکزی تهرانبر اساس مشاهدات و اخبار واصله از صبح امروز 16 اذر 1388 نیروهای انتظامی حد فاصل میدان فردوسی تا میدان انقلاب خصوصا حوالی دانشگاه تهران و از چهارراه توحید تا دانشگاه شریف را قرق کرده اند این نیروها که اکثر انهابا تمام تجیهزات حاضر هستند چهره کاملا نظامی به خیابان انقلاب و خیابان ازادی داده اند نکته جالب اینکه مسافرین خطوط بی ار تی شرکت واحد با گرفتن عکس و فیلم از این ارایش نظامی استقبال و به صورت کاملا اشکار به بحث و تبادل نظر در اینکه وضعیت حکومت به کجا رسیده که از سایه خود هم می ترسند می پردازند .یک راننده شرکت واحد نیز گفت که به انها گفته اند که ممکن است خطوط شرکت واحد در حد فاصل خیابان انقلاب تا ازادی امروز تعطیل شود

درگیری‌ پراکنده نیروهای امنیتی و انتظامی با مردم

نيروهای یگان ویژه نیروی انتظامی با لباس‌های سياه به همراه برخی نيروهای ديگر با انواع تجهيزات در تمامی خيابان‌های منتهی به درب‌های دانشگاه تهران مستقر هستند.

وضعيت دانشگاه تهران در صبح 16 از پردیس مركزی دانشگاه تهران، حضور نیروها خصوصا در میدان و خیابان انقلاب بسیار چشمگیر است و تدارك امروز را می‌توان یکی از پر جمعیت‌ترین آن‌ها در ماه‌های اخیر دانست.

همچنین، نیروهای امنیتی با استفاده از فرصت تعطیلی چند روزه تمامی نرده‌های دانشگاه تهران را با انواع بنرهای تبلیغاتی به مناسبت عید غدیر و غیره پوشانده‌اند به نحوی كه امكان دیدن خیابان‌های اطراف برای دانشجویان و ارتباط با داخل دانشگاه برای افراد خارج از آن امکان پذیر نیست.
حضور نیورهای لباس شخصی و بسیجی در داخل دانشگاه فضای آن را از حالت آرامی که تا چند ساعت پیش وجود داشت خارج کرده‌است.

از دانشگاه شریف هم خبر می‌رسد که به غیر از نیروهای انتظامی تعدادی از نیروهای بسیجی از صبح امروز در اطراف این دانشگاه مستقر هستند. بر اساس این گزارش دانشجویان دانشگاه شریف در چندین مورد به سر دادن شعار بر علیه دولت کودتا پرداخته‌اند.
همین‌طور براساس گزارش‌های دریافتی در اطراف دانشگاه امیرکبیر تجمع جمعیت بسیاری وجود دارد که با ممانعت از ورود جمعیت به داخل دانشگاه اوضاع رو به تشنج می‌رود.

در میدان فلسطین و هفت‌تیر نیز درگیری‌های پراکنده‌ای میان مردم و نیروهای انتظامی رخ داده‌است که بر اساس گزارش‌های رسیده نیروهای امنیتی و انتظامی اقدام به پرتاب گاز اشک‌آور به سمت معترضین کرده‌اند.
بر اساس این گزارش جمعیت در میدان هفت تیر در حال افزایش است.

اولين تصاوير از آرايش نظامي در مقابل دانشگاه تهران


روبروي دانشگاه را نيز با پارچه نوشته عظيمي استتار كرده اند تا عابران و مردم متوجه سركوب دانشجويان نشوند.

درگیری شدید مردم با نیروهای سرکوبگر رژیم در تهران

درگیری شدید مردم با نیروهای سرکوبگر و شعار مرگ بر خامنه ای در تقاطع فخر رازی


بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، هزاران نفر از جونان و مردم تهران اعتراضات خود را از تقاطع فخر رازی بطرف جمهوری با شعار مرگ بر خامنه ای شروع کردند.
هزاران نفر از مردم تهران حرکت اعتراضی گسترده خود را با شعار مرگ بر خامنه ای از تقاطع فخر رازی به سوی جمهوری آغاز کردند.
این اعتراضات در حالی شروع شد که تعداد زیادی از نیروهای سرکوبگر آرایش گرفته و فضای سنگینی را حاکم کرده بودند ولی با شروع اعتراضات مردم نیروهای سرکوبگر ولی فقیه از هم پاشیده شدند و به سمت دیگری رانده شدند.
جوانان با سنگ به حملات وحشیانه نیروهای سرکوبگر که با باتون به مردم حمله می کردند به مقابله برخواستند و آنها را فراری دادند.
جمعیت به حدی زیادی است که نیروهای سرکوبگر از مسافتی شروع به شلیگ گاز اشک آور می کنند.درگیریها در حال حاضر بین جوانان و نیروهای ولی فقیه ادامه دارد و تفوق مردم ملموس است.
در میدان ولی عصر اعتراضات گسترده است و درگیری شدیدی بین جوانان و نیروهای سرکوبگر روی داد.
نیروهای سرکوبگر ولی فقیه با باتون به مردم حمله می کنند و آنها را آماج ضربات خود قرار می دهند . نیروهای لباس شخصی اقدام به دستگیری جوانان می کنند. تا به حال بنابه گفته شاهدان عینی در ولی عصر بیش 10 دختر و پسر دستگیر شدند. نیروهای سرکوبگر همچنین اقدام به شلیگ تیرهوایی نمودند .

بيش از چهار هزار نفر از مردم تهران حرکت اعتراضی خودر از ميدان ولی عصر آغاز کردند

فعالين حقوق بشر و دمکراسی در ايران:بيش از چهار هزار نفر از مردم تهران حرکت اعتراضی خودر از ميدان ولی عصر آغاز کردند.
جوانان با سر دادن شعارهايی مانند ؛ مرگ بر ديکتاتور به حرکت اعتراضی خود ادامه دادند.
حوالی چهار راه دانشجو نيروهای سرکوبگر به تظاهرات مردم با باتون يورش بردند و مردم را مورد ضرب و جرح قرار دادند.
در حال حاضر جوانان در دسته های مختلف در حال سر دادن شعار هستند.
اعتراضات در حال گسترش به نقاط ديگر تهران می باشد. از طرفی ديگر نيروهای سرکوبگر اقدام به بستن مغازهای خيابان انقلااب نمودند .عليرغم اينکه مغازه داران مجبور به بستن مغازه های خود شدند ولی حاضر به ترک محل نيستند و در کنار مغازه های خود هستند .
همچنين تعداد زيادی از مردم در خيابان انقلاب حضور دارند. نيروهای سرکوبگر ولی فقيه به مردم اجازه ايستادن نمی دهند و مردم را مجبور به حرکت می کنند. از تردد مردم و بخصوص جوان از مقابل دانشگاه و يا در خيابانهای اطراف آن ممانعت می کنند و در موارد متعددی جوانان را متوقف می کنند و کارت شناسائی آنها را کنترل می کنند و تلفنهای همراه آنها را چک می کنند و در مواردی اقدام به ضبط تلفنهای همراه آنها می کنند. کيوسکهای تلفن در اطراف دانشگاه را با پلاستيکهای مشکی پوشانده شده و اجازه استفاده از آنها را به مردم نمی دهند.ورود و خروج دانشجويان به دادنشگاه تهران بشدت کنترل می شود و علاوه بر عوامل حراست نيروهای لباس شخصی کارتها را کنترل می کنند.
نيروهای سرکوبگر ولی فقيه در اطراف دانشگاه مستقر هستند و تمامی خيابانهای منتهی به دانشگاه را در کنترل خود دارند.آنها همچنين بصورت گسترده در نقاط مرکزی حضور دارند.

دانشگاه تهران در محاصره پلیس ضد شورش

خبرگزاری رویتر در گزارشی از تهران به نقل از شاهدان نوشت که پلیس ضد شورش دانشگاه تهران را محاصره کرده است.
شاهدان گفتند نیروی پلیس ضد شورش اطراف دانشگاه و میدان انقلاب را محاصره کرده اند.

تا رسیدن به سنگر تاسوعا، عاشورا، 22 بهمن و...


تا رسیدن به سنگر تاسوعا، عاشورا، 22 بهمن و...کودتاچیان نگران نتیجه عبور از سنگر 16 آذر

آخرین نماز جمعه قبل از 16 آذر را احمد جنتی خواند. از متهمین اصلی کودتای 22 خرداد. او در خطبه هائی که در نماز جمعه تهران خواند و بخش هائی از آن را می خوانید، نه تنها نگرانی خود، بلکه به سخنگوئی از تیم کودتای 22 خرداد، نگرانی همه آنها را از برگزاری 16 آذر بر زبان آورد.

یکشنبه روز عیدغدیر است و به همین بهانه، آیت الله خزعلی را که دبیرکل غدیر است سخنران پیش از خطبه های نماز کردند.
او نیز نگران از 16آذری که در پیش است سخنانی گفت. بخش هائی از سخنان وی را نیز می خوانید.

احمدی نژاد که فعلا همه دولت در خود او جمع است، در یک بندبازی آشنا برای مردم، شنبه را به یکشنبه و پنجشنبه را به جمعه وصل کرده و تعطیل اعلام کرد.
با این امید که مردم می روند به مسافرت و تا صبح دوشنبه درگیر بازگشت از سفر خواهند بود و فرصتی برای شرکت در 16 آذر نخواهند داشت.
وزارت علوم نیز با همین انگیزه خوابگاه ها را تعطیل کرده تا دانشجویان بروند به شهرهایشان و پخش شوند.

فرماندهان انتظامی که تاکنون سعی می کردند، در اظهار نظرهای 16 آذری، خود را خونسرد جلوه دهند، از پنجشنبه تهدیدهای لفظی را شروع کرده اند. این درحالی است که فاصله استقرار نیروهای ویژه برای مقابله با مردم در خیابان ها کم شده و شمار این نیروها بیشتر.

همه آنها و طیف های وابسته به آنها که تاکنون از ختم غائله – نامی که برای مقابله مردم با کودتای 22 خرداد انتخاب کرده اند- سخن می گفتند و برای یکدیگر پیام تبریگ سرکوب می فرستادند، حالا برای عبور از سنگر 16 آذر به تکاپو افتاده اند.

آنها که تریبون های حکومتی – مانند نماز جمعه و یا صدا و سیما- را دراختیار دارند، می گویند 16 آذر روز امریکا ستیزی است، زیرا در 16 آذر سال 1332، بعد از کودتای 28 مرداد دانشجویان دانشگاه تهران علیه امریکا و سفر معاون رئیس جمهور این کشور به ایران تظاهرات کرده بودند.
تظاهراتی که برای سرکوب آن فرمانداری نظامی کودتای 28 مرداد فرمان حمله به دانشگاه را داد و نیروهای فرمانداری کودتا اجازه تیر مستقیم داشتند. دراین یورش سه دانشجو کشته شدند و عده زیادی نیز مجروح شدند. قربانیان عبارت بودند از "قندچی"، "بزرگ نیا" و "شریعت رضوی".

این تریبون ها، از جمله سخنان احمد جنتی که می خوانید نمی گویند که کودتای 28 مرداد علیه آزادی ها بود و تا آزادی بود امریکا و انگلیس نمی توانستند دست بگذارند روی نفت ایران، زیرا مطبوعات می نوشتند و احزاب مخالفت می کردند و مجلس نیز متاثر از این فضای آزاد سیاسی نمی توانست یکدست طرف دربار شاهنشاهی را بگیرد.

بدین ترتیب و درحقیقت 16 آذر، روز تظاهرات دانشجویان علیه کودتای 28 مرداد بود و یکی از دو حامی خارجی بزرگ این کودتا یعنی امریکا. 16 آذر تظاهراتی بود علیه شاه، ژنرال های یک ستاره و دوستاره ارتش وی و اوباش و روحانیون حامی کودتا.
سفر نیکسون معاون وقت رئیس جمهور امریکا و فریاد علیه او و امریکا، در واقع فریاد علیه کودتا بود. این را امثال جنتی و کودتاچیان 22 خرداد به روی خود نمی خواهند بیآورند.

پسر شهید همت : مادرم را چنان با باتوم زدند که ما تا نیمه شب در بیمارستان بودیم

بعد از پخش خبری در صدا و سیما و سپس در ۲۰:۳۰ در خصوص شهید همت سایت انلاین نیمروزتصمیم به تکرار خبری که دوماه پیش در همین سایت به نقل از روزنامه اعتماد درج گردیده بود نمود .


قضاوت را بر عهده خوانندگان می گذاریم که راه همت چه بوده و راه مدعیان امروز چه می باشد !
روزنامه اعتماد به بهانه هفته دفاع مقدس با فرزند شهید همت گفتگو کرده است. محمد مهدی همت از رنجی که در این سالها بر خانواده شهید همت روا داشته اند میگوید: برادر من پسر کوچک شهید همت را آنقدر با باتوم زدند که انگار چه جرمی مرتکب شده است.
سه بار اقدام به بازداشت او می‏کنند که دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم یکی از ماموران نیروی انتظامی او را نجات می‏دهد، به پهلوی مادرم، همسر شهید همت، چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نیمه شب در بیمارستان بودیم تا کلیه‏اش خونریزی نکند
آقای مهدی همت هنگام شهادت پدرتان چند سال تان بود؟

۲۷ ساله هستم و موقع شهادت پدر یک سال و چهار ماه داشتم.

در این سال ها به عنوان فرزند شهید همت حضوری ملموس نداشتید. علت خاصی داشت؟

در این سال ها کار ما فقط خون دل خوردن بود. برای مثال لشگر ۲۷ محمد رسول‏الله لشگری است که پدر من تاسیس کرد و نوک پیکان حمله کشور بود، تا این اواخر فرمانده سابق لشگر ۲۷، هر سال مراسمی را برای شهید همت برگزار می کردند و هیچ گاه ما را که خانواده شهید همت بودیم، دعوت نمی کردند.
البته من از عملکرد ایشان چیز قشنگی به خاطر ندارم. من همیشه از اخبار می شنیدم و با اتوبوس از اصفهان به تهران می آمدم و در بین مردم در این مراسم حضور داشتم. اما مراسمی که در سال ۸۶ برای پدرم برگزار کردند مایه ننگ ما بود.
آنقدر مراسم افتضاح بود که همه می گفتند ما برای مظلومیت حاج همت گریه کردیم.

این مراسم مرا به یاد کسی می انداخت که فقط با دولا راست شدن نماز می خواند و در این نماز خواندن حضور دل ندارد.
هر سال تاریخ و مکان برگزاری مراسم مشخص بود اما در آن سال مکان و تاریخ را تغییر دادند.
یکی از دوستان می گفت مراسم مادر دوستش گرم تر از این مراسم برگزار شده بود.
مراسم هر سال آخرین پنجشنبه یی که به ۱۷ اسفند نزدیک تر بود در سالن دعای ندبه بهشت زهرا (س) برگزار می شد و این روند پس از شهادت هر سال ادامه داشت.
اما این بار به جای سالن ندبه، مراسم در یکی از مساجد کوچک مرکز شهر در یک منطقه شلوغ که طرح ترافیک هم بود، برگزار شد و تاریخ برگزاری مراسم هم تغییر کرده بود و بسیاری از کسانی که اطلاع نداشتند، در تاریخ اعلام شده قبلی به سالن دعای ندبه مراجعه کرده بودند در حالی که مراسم بدون اطلاع بعدی در مکانی دیگر برگزار شد.
به هر ترتیب مراسم تغییر کرد.

کسانی که می توانند در مورد شهید همت به خوبی صحبت کنند، دعوت نمی شوند و هر سال فقط دو سه نفر هستند و آنها صحبت هایی را مطرح می کنند.
پس از آن شکایت کردم و به گوش مسوولان رساندم که اگر قرار است مراسم این گونه برگزار شود، این مراسم را دیگر برگزار نکنید.
پس از آن آقای سردار همدانی قائم مقام بسیج کل کشور به جای آقای کوثری آمدند و مراسم را برگزار کردند.
آن سالی که آقای همدانی مراسم را برگزار کردند و ایشان برای نخستین بار ما (خانواده شهید همت) را به مراسم دعوت کردند، مراسم خوبی بود.
پس از آن هم با توجه به اعتراض من به نحوه برگزاری مراسم در سال ۸۶، در سال ۸۷ مراسمی را در سالن وزارت کشور برگزار کردند.
مراسم باشکوهی بود و سالن وزارت کشور تا آن موقع چنین جمعیتی را به خود ندیده بود. البته قرار بود سخنران آن مراسم نیز آقای احمدی نژاد باشد که با مخالفت های ما این امر صورت نگرفت.

این گلایه ها…
برخوردها و رفتارهای مسوولان علت اصلی انزوای ماست. در واقع نوع برخوردها، نوع توقعات، نوع نگاه ها و ارزش ها تغییر کرده اند. مسائلی که از طرف مدعیان انقلاب ارزشمند بود، اکنون تبدیل به ضدارزش شده است و در واقع مسائلی که برای ما ارزشمند است، اکنون برای دیگران ارزشمند نیست. برخی دوستان گاهی می گویند چرا هیچ گاه صحبت نمی کنی؟ چرا سکوت کرده یی؟ می گویم اگر آبرویی هم اکنون برای حاج همت نزد مردم وجود دارد به دلیل سکوت ماست. چیزی نگفتم که بعداً تهمتی به فرزندان شهید همت نزنند و حاج همت را بدنام نکنند.

نحوه برخورد مسوولان در سال های اخیر و به خصوص حوادث پس از انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من اتفاقاتی که هم اکنون پیش آمده، نتیجه برنامه ریزی ها و سرمایه گذاری های سال های قبل است که اکنون برداشت می شود. اکنون مردم فکر می کنند من به عنوان فرزند شهید همت از زندگی و رفاه بالایی برخوردارم و از بانک مرکزی کانالی به منزل ما باز شده است.
در حالی که این گونه نیست. مثالی برایتان عنوان می کنم. من در دوران دبیرستان در مدرسه تیزهوشان قبول شدم اما به دستور بنیاد شهید اصفهان از ثبت نام من ممانعت به عمل آمد.
زمانی که من در دانشگاه قبول شدم آقای سلیمانی با هماهنگی آقای فروزنده رئیس وقت دانشگاه آزاد از ثبت نام من جلوگیری کردند.

دلیلی عنوان نکردند فقط یکسری مشکلات را مطرح کردند. در واقع به گونه یی عمل کردند که من نتوانستم ثبت نام کنم.
چهار پنج سال بعد با آقای جاسبی مساله را مطرح کردم. آنها بلایی سر ما آوردند که می خواهند ما را با ارزش های پدرم و امام بد کنند.
در سال های گذشته این مسائل به صورت پنهانی وجود داشت اما این اقدامات علنی شده است.
وقتی می شنوم فرزند دکتر بهشتی را بازداشت می کنند و هیچ کس هم در این نظام کاری انجام نمی دهد و با ۲۰۰ میلیون تومان پول نقد او را آزاد می کنند، پس خدا به داد ما برسد کمااینکه به سراغ من هم آمدند.
من اصلاً از این وضعیت تعجب نکردم چرا که انتظار این اتفاقات و حتی بدتر از این را هم داشته و دارم. من با مسوولان کاری نداشتم. ما پس از شهادت حاج همت از سیاست کنار کشیدیم.

در این سال ها آیا مسوولان در کنار شما و خانواده تان حضور داشتند؟

در این سال ها به جز آقایان کروبی، محسن رضایی، آقای دهقان رئیس سابق بنیاد شهید و تا حدودی آقای خاتمی، هیچ یک از مسوولان سراغی از ما نگرفتند. البته برخی ها نیز هستند که نسبت به ما ارادت دارند اما تحت فشار و محدودیت هایی هستند. از ما عذرخواهی می کنند که نمی توانند بیشتر در کنار ما باشند.

جریان اینکه در حوادث اخیر به سراغ شما هم آمدند، چیست؟

من خواب بودم که مادرم با نگرانی آمد و گفت نیروهایی بی سیم به دست آمده اند تو را ببرند. من متاسفم که به عنوان فرزند شهید همت در نظام جمهوری اسلامی مجبور به انجام این کار شدم و آن روز فرار کردم.
این فرار تا بعدازظهر ادامه داشت. می دانستم با این فرار به اصطلاح آب در لانه مورچه ها ریخته ام اما به مادرم گفتم هر اتفاقی بیفتد، دیگر مهم نیست و من می خواهم به خانه برگردم.
آن روز به هر نحوی قضیه فیصله پیدا کرد. زمانی که جویا شدم متوجه شدم آن افراد از غ…ف آمده بودند.
البته بعد یکی از مسوولان وزارت اطلاعات با من تماس گرفت و به من گفت اتفاقی برایم نخواهد افتاد. آنها عنوان کردند آن افراد از وزارت اطلاعات نبودند. پس از آن دادستانی هم عنوان کرد کار نیروهای آنها هم نبوده است. به این ترتیب همه حاشا کردند و مشخص نشد آنها چه کسانی بودند.

سپس در تظاهرات سکوت که در روزهای نخست اعتراضات برگزار شد، مادر و برادرم در تظاهرات حضور داشتند. بعداً شنیدم یکی از بی سیم به دستان خانواده شهید همت را در میان جمعیت شناسایی کرده و می پرسد دستور چیست و دستور می آید که بزنید و ببرید. برادر من پسر کوچک شهید همت را آنقدر با باتوم زدند که انگار چه جرمی مرتکب شده است. سه بار اقدام به بازداشت او می کنند که دو بار مردم او را نجات دادند و بار سوم یکی از ماموران نیروی انتظامی او را نجات می دهد و به پهلوی مادرم همسر شهید همت چنان با باتوم ضربه وارد کردند که ما تا نیمه شب در بیمارستان بودیم تا کلیه اش خونریزی نکند.
به یکی از دوستان هیاتی می گفتم همیشه به هیات می رویم، روضه پهلوی شکسته حضرت فاطمه را گوش می کنیم اکنون به پهلوی مادر خودمان این گونه ضربه وارد می کنند. البته تهدیدات دیگری نیز صورت گرفت اما هنوز به صورت جدی همانند پسر شهید بهشتی به سراغ ما نیامده اند.

گلایه های خود را در مورد تمامی این سال ها بگویید.

اولین کتابی که در مورد شهید همت نوشته بودند کتاب حکایت سرخ است. یکی از انتقادات من این مساله است. کتاب حکایت سرخ به نویسندگی حجتی از ابتدا تا انتها پر از تحریف و دروغ در مورد پدرم است. این کتاب با هزینه بیت المال در مدارس کل کشور پخش شد و ما هر چه سعی کردیم، نتوانستیم جلوی انتشار و پخش این کتاب را بگیریم. زمانی که من به دنیا آمدم، پدرم با آن همه مشغله برای دیدن من سریع خودش را رساند طوری که دوستانش می گفتند گویا به دنیا آمدن تو به او الهام شد و سجده شکر به جا آورد. او به اصفهان آمد و از مادرم تشکر کرد و با اینکه پدربزرگم در گوش من اذان گفته بود، مجدداً اذان گفت و با من اتمام حجت کرد. پدر من این میزان لطافت و محبت از خود نشان داد اما این کتاب در تحریفی کامل عنوان کرده زمانی که مهدی به دنیا آمد هر چه به شهید همت گفتیم بیا، نیامد. هر چه از او خواستیم، شش ماه شد نیامد و نامه داد چقدر می گویید بیا و این کتاب عنوان کرده پدرم گفته پسرم را لباس رزم بپوشانید و همانند علی اصغر حسین به جنگ بفرستید. شما ببینید تحریف تا چه حد؟ زمانی که مردم عادی این کتاب را می خوانند تصور بسیار بدی از این شخصیت در ذهن آنها نقش می بندد.

پس از آن زمانی که دیدند شهید همت بی کس نیست، از انتشار این کتاب ها جلوگیری به عمل آمد. تنها خانواده شهید همت نبود که فراموش شدند بلکه مردم و تمامی این ارزش ها بود که فراموش شدند. هیچ گاه چون پسر حاج همت بودم نه احساس غرور کردم و نه ناراحت شدم. افتخار این نام را برای خودم داشتم و یک زندگی سخت در اجتماع. بسیاری از کسانی که مرا می شناسند، می ترسند به من نزدیک شوند. می گویند پسر همت است. دردسرساز است. برخی دیگر هم که نزدیک می شوند به این امید می آیند که سوءاستفاده یی کنند.

به سختی دوستان واقعی و ثابتی وجود دارند که بدون ترس و سوءاستفاده دوست باشند. این مساله زندگی ما را سخت تر می کند. گاهی چنان تبلیغات منفی علیه ما شکل می گیرد که مردم فکر می کنند ما چگونه زندگی می کنیم. خدا را شکر که در این مدت مشخص شد ما تفاوتی با سایرین نداشتیم و حتی وضعیتی بدتر از مردم داشتیم. شما اکنون مشاهده می کنید کسانی در مناصب کشوری قرار می گیرند که نه در انقلاب و نه در جنگ هیچ بهایی نپرداختند. ما کسانی هستیم که پیش از این امتحان خود را پس داده ایم. آنقدر که ما به این خاک و نظام علاقه مندیم، هیچ کدام از کسانی که ادعا می کنند و نان این نظام را می خورند، علاقه مند نیستند.

ما روزگار بسیار سختی را گذراندیم که شاید هیچ وقت کسی نفهمد خانواده سرلشگر شهید همت بودیم. شاید مادرم راضی نباشد که این مساله را مطرح کنم اما ما در سال ۷۶ پول خرید یک بخاری را نداشتیم.. اینها واقعیات زندگی ما است و در مقابل تفکرات مردم چیز دیگری است. اما امیدوار بودیم برای سایرین اوضاع خوب باشد که این گونه نیز نبود. الان اوضاع به گونه یی شده است که هر کس به اصول و ارزش ها، ارزش قائل نباشد بیشتر به پیشرفت و ترقی رسیده است. به نظر من بازماندگان جنگ که اکنون حضور دارند و دارای مقامی هستند، مقصرند. بچه هایی که در جنگ مخلص و خوب بودند همه به حاشیه رانده شده اند. درد ما این است.

مثالی برای شما عنوان می کنم. از افراد مختلفی که در جنگ حضور داشتند؛ کسی که فرمانده و رشید و فداکار بوده و کسی که فقط در جبهه ها خرابکاری می کرده و کاری از دستش برنمی آمده است اکنون شغل آن فرمانده رشید و تلاشگر راننده تاکسی شده است و شغل آن کسی که در واقع هیچ کاری در جنگ نکرده اکنون فرمانده لشگر شده است. اینها کوچک ترین اتفاقاتی است که برای ما پیش آمده و من بسیاری از مسائل را عنوان نمی کنم. می گویند صدام بد بود. اما همان صدام جنایتکار تمامی فرزندان فرماندهان خود را برای تحصیل به اروپا می فرستاد. اگر پدر ما وفادار بوده، پس خود ما هم وفاداریم. پس حتماً دلیلی یا ترسی وجود دارد که با ما این گونه رفتار می کنند. من با بسیاری از کسانی که صحبت می کنم، چنان متعصب و جاهلانه رفتار می کنند و از مسائل بی ارزش حمایت هایی می کنند که جاهلانه است. تنها کاری که می توانیم بکنیم این است که در این اتفاقات در کنار مردم باشیم. افتخار می کنم که مردم در تهران می گویند بسیجی واقعی همت بود و باکری… مردم ما می فهمند.

هم اکنون اتوبان همت به نام پدرتان است. فکر می کنید این دست اقدامات در حق شهید والایی چون شهید همت کافی است؟

آقای موسوی در بیانیه شماره ۱۲ خود بسیار زیبا عنوان کرده بودند «حرمت هر شخص به فرزند اوست.» اصلاً از اینکه بزرگراه به نام پدرم است، خوشحال نیستم. هر کس یک دهم پدر من معروف بود، هزاران سوءاستفاده از این نظام می کرد. من یک شرکت ساده با حداقل درآمد در اصفهان دارم. بسیاری از افرادی که از طرف آقایان به عنوان بی حجاب و عدم پایبندی به ارزش اسلامی لقب می گیرند، بیشتر برای شهدا و جانبازان ارزش قائلند. اما برخی مدعیان برای شهدا ارزشی قائل نیستند. برخی مثلاً خودی هایی که مرا نمی شناسند، بارها جلوی خودم شروع به بدگویی راجع به من کرده اند. دروغ های فراوانی را در مورد من مطرح می کنند. حتی مراسم برگزار می کنند و می گویند خانواده شهید همت منحرف شده اند. برخی ها روزی عنوان کردند مهدی همت به دلیل اینکه بزرگراه را به نام پدرش کرده اند، شکایت کرده و پنج میلیارد تومان پول دریافت کرده است. من از مسوولان تشکر می کنم. روزی به آنها گفتم از زمانی که خودم را شناختم شما بلاهایی بر سر ما آوردید که من غم پدر نداشتن را احساس نکردم.
از خاطراتی که مادرتان از پدرتان، شهید همت، برایتان نقل کرده، بگویید. یکی از مسائلی که پدرم به مادرم عنوان کرده بود، این بود که از مادرم عذرخواهی کرده و گفته بود متاسفم روزی خواهد آمد که از هر هزار مرد، یک مرد به معنای واقعی در جامعه وجود نخواهد داشت. تنها کسی که بعد از شهادت حاج همت همیشه به ما محبت کرد و همیشه در کنار ما بود آقای مجتبی صالح پور بود. با اینکه همیشه بلاهای مختلفی بر سر او آمده است اما باز هم در کنار ما بوده است. ایشان تنها کسی بودند که پدرم بیش از چشم هایش به او اعتماد داشت.

از روزهای سختی که گذرانده اید، از فراز و نشیب های زندگی بگویید.
سه سال اول شهادت حاج همت مشکلات زیادی داشتیم. که به لطف و محبت آقای کروبی مشکلات تا حدودی برطرف شد. اواخر دهه ۶۰ و تمام دهه ۷۰ را با سختی فراوانی گذراندیم. بیماری داشتم که پزشکان از درمان من ناامید شده بودند. من در بخش مردان بستری بودم و مادرم در کنار من حضور داشت و در بیمارستان بر سر او فریاد می زدند که باید از بخش بیرون بروی و همسرت برای همراهی پسرت در بخش باشد. خب مادر من که نمی توانست بگوید همسرش شهید شده است. بنابراین همه این غم ها را در درون خودش پنهان می کرد. شاید ما نسبت به دیگر خانواده های شهدا، سختی ها و مشکلات بیشتری را متحمل شده باشیم.

پدرتان برای حفظ نظام و حفاظت از مرزهای کشور، دفاع از مردم و برای ادامه آرمان های امام خمینی و انقلاب جنگیدند و به شهادت رسیدند. فکر می کنید اگر پدرتان اکنون حضور داشت، چه عکس العمل و دیدگاهی در مورد حوادث این روزها و نحوه رفتار با خانواده اش داشت؟

به نظر من این اتفاقات از همان سال های اول برنامه ریزی شده بود. ایمان دارم که حاج همت این روزها را دید که آن روزها طلب مرگ از خدا کرد و طلب بخشش از مادرم داشت. زمانی که شهید همت به مکه رفت، سه آرزو از خداوند داشت؛ اولین آرزویش این بود که در سرزمینی نباشد که نفس امام خمینی در آن نباشد. دومین درخواستش از خدا این بود که جانباز و اسیر نشود. او از خدا خواسته بود فقط شهید شود، آن هم زمانی که از اولیاءالله شده باشد. می گویند خودشناسی، خداشناسی می آورد. می گفت اگر جانباز یا اسیر شوم، ممکن است ایمانم را از دست بدهم. سومین درخواستش هم مادرم بود. او مادرم را از خدا خواست و یک جفت پسر می خواست که ادامه دهنده راهش باشند. به همین دلیل قبل از تولد من و برادرم به مادرم می گفت بچه ها، پسر هستند. پدرم به تمامی آرزوهای خود رسید.

حاج همت از آن دست فرماندهانی نبود که فقط در ماشین بنشیند. حاج همت خودش همیشه در کنار بسیجی ها بود. در کدام جنگ در جهان، فرمانده عملیات خودش برای شناسایی می رود. حاج همت خودش در کنار بچه ها در صف اول حضور داشت. او هیچ گاه خودش و ایمانش را دور نزد. عشق مردم به او به دلیل اخلاص اش بود. حتی برخی از همرزمان پدرم تعریف می کنند که «خمپاره در دو قدمی حاج همت منفجر می شد و پدرم سالم می ماند و ما تعجب می کردیم که حتی یک ترکش به حاج همت اصابت نمی کند،» همین مساله است که نشان می دهد به آرزوهایش رسید. او نه جانباز شد و نه اسیر. درست در همان زمانی که از خدا خواست، شهید شد.
من واقعاً خوشحالم که او نیست که این روزها را ببیند. من دعا می کنم که حاج احمد متوسلیان هم زنده نباشد.
روزی یکی از دوستان پدرم که جانباز شیمیایی است و پس از جنگ برای درمان به کانادا رفت و خانواده اش اجازه ندادند برگردد، با من تماس گرفت.
او در آنجا مدرسه دارد و خودش هم تدریس می کند. گفت می خواهد برگردد. می گفت می خواهد به ایران که مذهب تشیع در آن وجود دارد، برگردد. به او گفتم وضعیت آن گونه نیست که بتوانی برگردی، حداقل زندگی ات را نفروش. یک سفر بیا بعداً اگر خواستی بمان. اما او قبول نکرد و حتی مرا سرزنش کرد که «تو از راه پدرت منحرف شده یی و مایه ننگ پدرت هستی.» زندگی اش را فروخت و به ایران آمد.
فردی که شیمیایی بود و در آنجا یک قرص هم مصرف نمی کرد، به محض ورود به ایران، به دلیل خونریزی معده در بیمارستان بستری شد. پس از اینکه به ایران آمد، دیگر با من تماس نگرفت. مدتی گذشت و زمانی با من تماس گرفت که روی پله های هواپیما در حال بازگشت به کانادا بود.